یکشنبه , ۱ مرداد ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان نوجوان » آخرین آرزو

آخرین آرزو

يكي بود يكي نبود غير از خدا هيچكس نبود

در يك شهر بزرگ ، پيرزني تنها در يك خانه ي كوچك زندگي مي كرد. او شبها تشكش را كنار پنجره پهن مي كرد و مي خوابيد. مي خواست از پنجره آسمان راببيند، اما آسمان شهر پراز دود و غبار بود و ستاره ها ديده نمي شدند. يك شب پيرزن به ياد روزهاي كودكيش افتاد كه  شبهاي تابستان با خانواده اش روي پشت بام مي خوابيدند و ستاره ها را مي ديدند و مي شمردند. آرزو كرد اي كاش مي توانست يكبار ديگر ستاره ها و پركشيدن شهابها را ببيند.

 دلش تنگ شد و آه بلندي كشيد. شهاب كوچكي كه از خانه اش فرار كرده بود و مي رفت تا در گوشه اي از آسمان خاموش شود، آه او را شنيد .ايستاد تا ببيند چه كسي آه مي كشد. پيرزن را ديد كه چشمهاي كم فروغش را به آسمان دوخته و در حسرت ديدار ستاره ها آه مي كشد. شهاب كوچولو دلش به حال پيرزن سوخت و به فكر افتاد كه قبل از خاموش شدنش پيرزن را خوشحال كند. او كنار پنجره رفت و توي اتاق پيرزن سرك كشيد. پيرزن با ديدن او جيغ كوتاهي كشيد. آخر باورش نمي شد كه از ميان آن همه دود و غبار بتواند چنين شهاب زيبايي را ببيند. شهاب كوچولو چندبار دور خودش چرخيد و بعد به آرامي پر كشيد و به سوي آسمان رفت و خاموش شد. پيرزن چند لحظه بهت زده سرجايش بي حركت ماند. هنوز هم باور نمي كرد كه كه شهابي را اينقدر از نزديك ديده باشد. او زير لب گفت:« خدايا براي همه چيز از تو سپاسگزارم . از اين كه تا اين لحظه چشمانم را بينايي دادي تا زيباترين مناظر را ببينم، شكرگزارم. من ديگر آرزويي ندارم.» آنوقت  چشمانش را بست و براي هميشه به خواب رفت.

 

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

یک روز در چهلستون

به نام خدا یک روز در چهلستون روزنوزدهم شهریورماه بود که سیزده ساله شدم. پدرم …

یک دیدگاه

  1. سلام
    امیدوارم حالتان خوب باشد نوشته زیبایی بود
    تا بعد بدرود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *