چهارشنبه , ۳ خرداد ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان » آرزوی بره کوچولو

آرزوی بره کوچولو

به نام خدا

داستان کودک

آرزوی بره کوچولو

نویسنده:مهری طهماسبی دهکردی

در یک روز زیبای بهاری، چند تا کبوتر سفید درآسمان  پرواز می کردند. بره کوچولویی با پشم

های سیاه و سفید فرفری وسط مزرعه ایستاده بود و به  آسمان نگاه می کرد.او کبوترها را می دید و آرزو می کرد می توانست مثل آنها پرواز کند. یک از کبوترها چشمش به بره افتاد. پایین آمد و روی علف ها، نزدیک او نشست. بره کوچولو به کبوتر سلام کرد. کبوتر با مهربانی
گفت: ((سلام بره کوچولو، تو خیلی ناز و قشنگی، چه پشم های سیاه و سفید و خوشگلی داری!))

بره کوچولو بع بعی کرد و گفت: ((تو هم خیلی قشنگی کبوتر سفید! خیلی دلم می خواهد من هم مثل تو، توی آسمان آبی پرواز کنم، اما نمی توانم. راستی تو چطور می توانی پرواز کنی؟))

کبوتر بغ بغویی کرد و جواب داد: ((بدن ما پرنده ها خیلی سبک است. ما وزن زیادی نداریم. بیشتر استخوان های پرنده ها تو خالی است و
از هوا پرشده، ساختمان بدن پرنده ها به شکلی است که می توانند راحت پرواز کنند. ما
پرنده های می توانیم با سرعت کافی، بالهایمان را به هم بزنیم و خودمان را از زمین
بلند کنیم و در هوا به پرواز در آییم. البته پرندگانی مثل پنگوئن، شترمرغ، مرغ و
خروسقدرت پرواز ندارند. حالا فهمیدی چرا می توانم پرواز کنم، اما تو نمی توانی؟))

بره کوچولو جواب داد: ((بله، من پرنده نیستم و
بال ندارم. ساختمان بدنم هم به شکلی نیست که بتوانم پرواز کنم، اما آرزو دارم مثل
تو توی آسمان آبی پرواز کنم و از آن بالا زمین را ببینم.))

کبوتر گفت: ((من با تو دوست می شوم و هر چه از
این بالا می بینم برایت تعریف می کنم تا بدانی جاهای دیگر چه خبر است.))

بره کوچولو خوشحال شد و گفت: (( ممنونم کبوتر
مهربان، من روزها توی این مزرعه میان علف ها می گردم و بازی می کنم، تو هر روز به
دیدنم بیا تا با هم دوست باشیم، باشد؟))کبوتر به او قول داد که هر روز به سربزند.
از آن روز به بعد کبوتر سفید و بره کوچولو هر روز یکدیگر را می دیدند و کبوتر برای
او از چیزهایی که دیده بود، حرف می زد.

امیدوارم همه ی بچه های خوب، دوستان خیلی خیلی
خوب پیدا کنند.

قصه ما به سر رسید، کلاغه به خونه ش نرسید.

 نویسنده:مهری طهماسبی دهکردی

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

چوپان کوچک(داستان سوم : عروسک)

داستان سوم : عروسک نویسنده: محمدجواد  ننه آسمان چادرسفیدش را ازسرش برداشته ودرحال پوشیدن چادرسیا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *