چهارشنبه , ۶ بهمن ۱۳۹۵
جدیدترین شعرها و مطالب:

افطار

 

افطاری.شاعر:مهری طهماسبی دهکردی

آی بچه ها میدونید

چرا روزه می گیریم

غروب که شد دوباره

سر سفره می شینیم

دعای وقت افطار

چه خوب و دل نشینه

دعا نماز عبادت

چقد به دل می شینه

توی ماه مبارک

ما مهمونیم بچه ها

ماه رمضون میریم

به مهمونی خدا

***************

شاعر:مهری طهماسبی دهکردی

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

index125

سلام…..

به نام خدا سلام….. سلام به ماه مهر و فصل پاییز سلام به بچه های …

۷ دیدگاه

  1. سلام دوست عزیز نماز روزتون قبول درگاه حق

  2. سلام مادر جان خداقوت با ارزوی قبولی طاعات و عبادت شما دراین ماه ماه اجابت دعا امیدوارم سلامت و تندرست باشی ……التماس دعا…..

  3. گاهي گمان نميکني.. ولي ميشود ، گاهي نمي شود که نمي شود!
    گاهي هزار دوره دعا بي اجابتست! گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود!
    گاهي گداي گدايي و بخت يار نيست! گاهي تمام شهر گداي تو مي شود!!!

  4. چارلی چاپلین……

    آموخته ام كه چگونه زندگی کنم.

    آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم.

    آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند.

    آموخته ام که تنها نیازی که مرا کامل می کند نیاز به خداست.

    آموخته ام که گاهی کوچک ترها بیشتر از بزرگترها می دانند.

    آموخته ام که اگر راجع به چیزی نمی دانم با شهامت بگویم نمی دانم.

    آموخته ام که قبل از رسیدن به هر هدفی باید ظرفیت وفرهنگ آن را در خود پرورش داد.

    آموخته ام كه ايمان يعني خواستن بدون انصراف و توكل بدون انقطاع.

    آموخته ام که آينده مكاني نيست كه به آن جا ميروم بلكه جايي ست كه خود آن را به وجود مي آوريم.

    آموخته ام که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.

    آموخته ام که پول شخصیت نمی خرد.

    آموخته ام که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد.

    آموخته ام که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان……

  5. سلام خانم دهکردی ممنون این ایمیل منه

  6. سلام به همگی.عبادت هاتون قبول باشه.من از داشتن دخترم مهرسا خیلی خوشحالم و خدا را بابت این نعمتش همیشه شکر میکنم.التماس دعا
    ********************************************************************
    ترانه های کودکان:سلام به شماومهرسای عزیز.خداوند مهرساجان را برایتان حفظ کند.سالم و سربلند باشید.محتاج دعایتان هستم.♥

  7. زخم یادگار جنگ

    دیدن تمام دنیا توی عکس یادگاری
    اونجا که برای گریه ،ای ترانه کم می یاری

    اونجا که نبض سرودن نبض خاطرات دور
    تو نمودی تا ببینی لحظه هام چه سوت و کور

    داداشی توی نگات اون همه ستاره داشتی
    ولی مارو تک و تنها تو سیاهی جا گذاشتی

    تو طنین هر ترانه تو کنارمی همیشه
    اما جای خالی تو با ترانه پر نمی شه

    دل رو زدی به شعله ها تو حرم خاکستر و دود
    جنگ بزرگ قصمون کبریت بی خطر نبود

    سوختی از سوختن تو گنبد فیروزه شکست
    سفره ی هفت سین بهار از خونمون بارشو بست

    زخمی کدوم خزونی، ای گل گلوله خورده
    که توی شب نگاهت این همه ستاره مرده

    زخمی کدوم خزونی، ای مسافر جنوبی
    برای من تا همیشه تو طلوع هر غروبی

    هنوزم کنار کارون پر پوکه ی فشنگ
    تو جنوب رو تن نخلا زخم یادگار جنگ

    تو هجوم دود و ترکش فکر یک دریچه بودی
    غزل آخر عشق و اونور ابرا سرودی

    دل رو زدی به شعله ها تو حرم خاکستر و دود
    جنگ بزرگ قصمون کبریت بی خطر نبود

    سوختی از سوختن تو گنبد فیروزه شکست
    سفره ی هفت سین بهار از خونمون بارشو بست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *