سه شنبه , ۳ مرداد ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان » بختک

بختک

وقتی شیدا از مادرش شنید که مادربزرگ به خانه ی  آنها می آ ید و مدتی پیش آنها می ماند،خیلی خوشحال شد.شیدا به  قصه های شیرین مادربزرگ خیلی علاقه داشت.هر وقت مادربزرگ به خانه ی آنها می آمد،شیدا او را به اتاق خودش می برد تا شبها قبل از خواب برایش قصه بگوید.وقتی قصه های مادربزرگ تمام  می شد،شیدا به خواب خوشی فرومی رفت و صبح ها که مادربزرگ  برای خواندن نماز برمی خاست،او هم بیدار می شد.

 

 

سرانجام مادربزرگ آمد و شیدا او را به اتاقش برد تا با هم حرف بزنند و مادربزرگ قصه بگوید؛ولی مادربزرگ زیاد سرحال نبود.کم می خوابید و کم غذا می خورد و از دردهای دست و پا شکایت داشت.شیدا مواظبش بود و سعی می کرد خسته اش نکند.

یک  شب مادربزرگ زود خوابید؛ولی شیدا که  امتحان داشت،چراغ مطالعه اش را روشن کرد و مشغول درس خواندن شد.همه جا ساکت و آرام  بود.شیدا درس می خواند و مادربزرگ به خواب رفته بود.نیمه شب بود که شیدا احساس کرد خسته شده و خوابش می آید.کتابش را کنار گذاشت و به مادربزرگ نگاه کرد.مادربزرگ چشمانش را باز کرد و شیدا را دید.شیدا گفت:« مادرجان بیدار شدی؟تشنه ات شده؟می خوای برات آب بیارم؟» ولی مادربزرگ جواب نمی داد.در چشمانش ترس و اضطراب دیده می شد.شیدا ترسید و با خودش گفت:«نکند خدای نکرده مادر بزرگم سکته کرده باشد؟» دست مادربزرگ را گرفت و فشار داد.لحظه ای بعد مادربزرگ تکانی خورد و از جا برخاست.شیدا نفس راحتی کشید و خدا را شکر کرد.مادربزرگ گفت:«خوب شد بیدار شدم!بختک  افتاده بود به جانم و نمی ذاشت تکان بخورم.»

شیدا پرسید:« بختک چیه مادرجان؟»

مادربزرگ گفت:«گاهی آدم توی خواب یا وقتی از خواب بیدار میشه،نمی تونه تکان بخوره یا حرف بزنه،انگار فلج شده باشه،به این حالت بختک میگن.»

شیدا گفت:«چرا آدم دچار چنین حالتی میشه؟»

مادربزرگ جاب داد:« نمی دونم،شاید به علت کم خوابی،استرس و نگرانی،گرفتگی عضلات  توی خواب و یا مصرف بعضی از داروها باشه.من به خاطر سن بالا،بیماریهایی دارم و هر روز دارو مصرف می کنم؛شاید به خاطر مصرف اون داروها گاهی دچار بختک میشم.»

شیدا گفت:«خدا را شکر که بیدار شدید و حالتان جا اومد!»

مادربزرگ لبخندی زد و دوباره دراز کشید و خوابید.فردای آن روز شیدا از دبیر علوم تجربی پرسید:«چرا گاهی آدم توی خواب دچار حالتی شبیه  به  فلج و به اصطلاح بختک می شود؟»

خانم دبیر هم این اطلاعات  را در اختیار او گذاشت:

«فلج خواب وقتی اتفاق می افتد که یک شخص هوشیاری خود را هنگام خواب بازمی یابد ولی در این هنگام قادر به حرکت نیست.فلج خواب می تواند هم در هنگام به خواب رفتن رخ بدهد و هم در هنگام بیدارشدن از خواب.در واقع خواب مراحل مختلفی دارد.خواب متشکل از مراحل رِم(REM) یا مرحله ی حرکات سریع چشم و مرحله غیر رِم(NREM ) است.هرچرخه خواب REM  وNREEM  حدود 90 دقیقه طول می کشد.اول مرحله NREM  (غیر رِم) رخ می دهد.این مرحله ،سه چهارم خواب را تشکیل می دهد.در طی خواب NREM،بدن شل می شود و استراحت می کند؛ولی در طی خواب REM  ،چشم ها شروع  به حرکات  سریع می کنند و ما رویا(خواب) می بینیم. در طی خواب رِمREM) ) عضلات ما قادر به حرکت نیستند.فلج خواب در طی خواب ِ رِم (REM) رخ می دهد.اگر در خواب رِم(REM ) فرد هوشیاری خود را بازیابد،قادر به صحبت یا حرکت نیست.از هر 10 نفر،4 نفر فلج خواب را تجربه کرده اند.معمولاً نخستین بار ممکن است شخص این حالت را در نوجوانی تجربه کند ولی فلج خواب در هر سنی ممکن است اتفاق بیفتد.کم خوابی ،خوابیدن در زمان های نامنظم،استرس و نگرانی و افسردگی،خواب آلودگی زیاد(Narcohepsy  ) گرفتگی یا کرامپ عضلات پا در حین خواب و مصرف بعضی از داروها و همچنین اعتیاد می توانند باعث بختک یا فلج خواب شوند.با این همه  امکان دارد شخص بدون داشتن هیچ کدام از این شرایط دچار فلج خواب شود.معمولاً فلج خواب نیازمند اقدام پزشکی خاصی نیست مگر این که به صورت آزار دهند تکرار شود و باعث ایجاد خستگی در طول روز گردد.پزشک ممکن است  توصیه کند که فرد عادات خوابش را اصلاح کند و اگر هم ضروری بود،داروی ضد افسردگی تجویز می کند.در فرهنگ ها و جوامع گوناگون تفسیرهای مختلفی در مورد فلج خواب شده است.ما ایرانی ها به فلج خواب بختک می گوییم.ایرلندی ها تصور می کنند که فلج خواب به خاطر دروغیست که  روز قبل گفته اند یا نوشیدنی بدی است که خورده اند!بعضی ها از آن به جن زدگی تعبیر می کردند و علت آن را به گردن دیوهای بدسرشت می انداختند.بعضی ها هم شبانگاه ،هراسان  به اورژانس مراجعه می کنند چون تصور می کنند که سکته کرده اند.تقریباً به تعداد فرهنگ هایی که در جهان وجود دراد،اسامی مختلفی برای این مشکل ایجاد شده و در طی قرن ها،انواع و اقسام اجنه ،اهریمن ها و نفرین ها مقصر دانسته شده اند.اما علت بختک یا فلج خواب همان بود که در ابتدا گفتیم و بس.»

***********************************************************************************

توضیح در مورد بختک(فلج خواب) از مجله  ی دانشمند شماره ی مهرماه 88 اقتباس شده است.

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

چوپان کوچک(داستان سوم : عروسک)

داستان سوم : عروسک نویسنده: محمدجواد  ننه آسمان چادرسفیدش را ازسرش برداشته ودرحال پوشیدن چادرسیا …

یک دیدگاه

  1. If you’re reading this, you’re all set, prdaner!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *