جمعه , ۵ خرداد ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » نمایشنامه » برّه ی بلا گرگ ناقلا

برّه ی بلا گرگ ناقلا

به نام خدا

بچه های عزیزم، به شما پیشنهاد می کنم  برای مراسم  و جشن روز معلم یک نمایشنامه بازی کنید تا دوستان ومعلم های خوب تان ببینند و لذت ببرند. من یک نمایشنامه دارم به اسم برّه ی بلا و گرگ ناقلا.آن را بخوانید و اگر خوشتان آمد آن را در مدرسه اجرا کنید.برای بازی در این نمایشنامه تن پوش یا ماسک  این حیوانات گرگ،سگ، برّه را لازم دارید.4 بازیگر کافیست.یک نفر راوی داستان و 3 نفر بعدی هم نقش بره،سگ و گرگ را بازی می کند.

نمایشی با عنوان:برّه ی بلا گرگ ناقلا

*******************

صحنه چمنزار و باغی است که بره در آن مشغول بازی با یک توپ است.

راوی:

یکی بود یکی نبود

زیر گنبد کبود

یه  بره ی کوچولو بود

شیطون و بازیگوش بود

زرنگ بود و با هوش بود

آواز می خوند همیشه

تو صحرا و تو بیشه

بره:

بع بع  بع  بع

به به چه روز خوبیه

هوا چقد عالیه!

بهاره و سبزه ها

دراومده تو صحرا

زمین چه زیبا شده

همه ی گلا واشده

به به به بهاره

این جا یه  سبزه زاره

راوی:

بره ی خوب و باهوش

اون بره ی بازیگوش

بازی می کرد تو صحرا

میون اون سبزه ها

خبر نداشت که گرگه

همون گرگه  بزرگه

یه گوشه در کمینه

می خواد اونو بگیره

گرگ:( وارد صحنه می شود بره پشتش به گرگ است و او را نمی بیند و با توپش بازی میکند.گرگ آب دهانش را قورت می دهد و با خودش می گوید)

عجب لقمه ی چربی!

خوراک گرم و نرمی!

خیلی ناز و تمیزه

می دونم که لذیذه

حالا اونو گول میزنم

می برم و پوستش می کنم

بعداً کبابش می کنم

می خورمش با اشتها

( به خودش اشاره می کند و می گوید:) صد آفرین گرگ بلا

آهسته آهسته به طرف بره می رود.

راوی:

وای بچه ها می بینید

گرگ بلا میخواد بره

بره رو گولش بزنه

اما باید اینو بگم

که بره خیلی باهوشه

با این که شیطون و بلاس

یه کمی هم بازیگوشه

( گرگ پاورچین پاورچین به بره نزدیک می شود و جلوی او می پرد و غافلگیرانه می گوید:)

سلام بره ی نازم

سلام غنچه ی بازم

سلام  به روی ماهت

به اون چشم سیاهت

( بره از جا می پرد و با لکنت جواب می دهد:)

س س س سلام

گرگ با شیطنت:

چیه چرا زبونت می گیره؟

نکنه بهونه می گیره؟

بره با ترس و لرز:

نه زبونم خسته شده

گرگ قاه قاه می خندد:

واسه چی خسته شده؟

مرغ پربسته شده؟

بره:

ازبس که تو سبزه  ها

دویدم و دویدم

گرگ: دویدی و دویدی؟

اون وقت به چی رسیدی؟

بره:

به گرگ خوب و عاقل

حیوون خوب و کامل

راوی: آی بچه ها شنیدید

بره به گرگ چی میگه؟

میگه تو خوب و عاقلی

یه حیوون کاملی

حتماً یه نقشه ای داره

این تازه اول کاره

گرگ ژست مغرورانه ای می گیرد و می گوید:

معلومه که عاقلم

عاقلم و کاملم

بره:

من می دونم تو ماهی

تو اون گرگ سیاهی

که خیلی خوب و نازه

اما…..

(ساکت می شود)

گرگ :

که چی؟

بره با ترس و لرز:

دهانت خیلی بازه!

گرگ: (قاه قاه می خندد)

معلومه دیگه می خوام  تو را شکار کنم

بردارم و فرار کنم

با تو غذا درست کنم

تا شکمم رو سیرکنم

بره:

باعث افتخاره

که من غذای گرگ بشم

غذای یک حیوون خوب

یعنی گرگ بزرگ بشم

فقط بذاربرات

یه کمی آواز بخونم

ترانه ی شاد و قشنگ

با عشوه و ناز بخونم

گرگ: واسه چی میخوای بخونی؟

بره:

یعنی تو نمیدونی؟

گرگ:نه  نمیدونم

بره:

واسه این که تو یه گرگی

یه حیوون بزرگی

چشمای ریز داری

دندون تیز داری

من مخلص چشاتم

عاشق دندوناتم

می خوام خوراکت بشم

خودم هلاکت بشم

 صدای خوبی دارم

همش دارم می خونم

می خوام برات بخونم

ترانه ی یادگاری

تا منو از یاد نبری

گرگ:

زود باش بخون تا بشنوم

گشنمه طاقت ندارم

بره:( دست هایش را دور دهانش می گیرد و با صدای بسیار بلندی بع بع می کند.سگ از پشت  سر گرگ و بره وارد صحنه می شود.)

سگ:

هاپ هاپ هاپ بره جون

یه کم یواش تر بخون

بعد می ایستد و به گرگ که پشت سر بره ایستاده حمله می کند و او را محکم می گیرد و می گوید:

ای گرگ سیاه زشت و خونخوار

تو اومده ای توی چمنزار؟

فکر کردی که این جا شهر هرته؟

بره کوچولو حواس پرته؟

گرگ:

تو فکر می کنی که من بیکارم؟

من کاری به این بره ندارم

تو صحرا واسه خودم می گشتم

آواز اینو از دور شنفتم

گفتم که برم گوش بدم آواز

بره کوچولو می خونه با ناز

بره:

ای آقا سگه قربون دستت

قربون دوتا چشمای مستت

من قربونتم خودم فداتم

اومدی دادی منو نجاتم

گرگ می خواست که پوستم بکنه

کباب کنه منو بخوره

من گولش زدم خوندم و خوندم

تا صدامو زود به تو رسوندم

گفتم تو میای میدی نجاتم

من  قربونتم خودم فداتم

سگ گرگ را کشان کشان می برد و در همان حال می گوید:

آفرین به  تو خیلی زرنگی

تو بره ی خوشگل و قشنگی

گرگ وسگ از صحنه خارج می شوند.بره به بازیش ادامه می دهد.

راوی:

خوب شد که بره

خیلی زرنگ بود

یه کمی شیطون

ناز و قشنگ بود

فکرُ کارانداخت

گرگُ فریب داد

خودشو نجات داد.

قصه  ی ما به سر رسید

گرگ سیاه شکمو

به آرزوهاش نرسید.

*********************************

پایان

مهری طهماسبی دهکردی 23/12/90

 

 

 

 

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

مسواک آقاسگه

به نام خدا آیتم نمایشی با موضوع مسواک بازیگران: سگ ببعی راوی این نمایش را …

۸ دیدگاه

  1. خیلی قشنگ بود.کمک کرد نمایشم را اجرا کنم

  2. khaste nebashid. belakhare chizi ke mikhastam peyda kardam.merccccccccc

  3. ازنمایشنامه لذت بردم لطفا”تعدادبیشتری نمایشنامه دراین سایت قراربدهید وآهنگ های شادوکودکانه رانیزبه سایت اضافه کنید.
    متشکرم

  4. سلام و خسته نباشيد . از اينكه اين مطلب را در اختيار ما قرار داديد تا از آن استفاده كنيم بسيار ممنونم .
    اميدواترم بعد از اين هم هميشه لطفتان را از مردم دريغ نكرده و موضوعات جديد هم قرار دهيد

  5. با تشکر از زحمات شما من اجازه دارم نمایشنامه هاتونو اجرا ببرم ؟

  6. سلام وخسته نباشید…امیدوارم کارهای زیبا تر وبیشتری از شما که برای فرزندان ایران زمین تلاش می کنید .ببینیم از آنجا که متن نمایشی برای کودکان و نوجوانان در مدارس با کمبود روبرو ست..شایسته است کسانی که در این راه تلاش وکوشش می کنند شناسایی ومورد تقدیر قرار بگیرند و کارهای آنها توسط انتشارات معین ومشخصی خریداری گردد تا در اختیار مدارس سراسر کشور قرار گیرد ..از شما هنرمند بزرگ وعزیز در خواست می گردد .در صورتی که صلاح دانستید ..بعضی از نمایشنامه هایتان برای مقطع ابتدایی وراهنمایی.یا دبیرستان به این آدرس ایمیل نمایی تا با اسم خود بزرگوارتان در سطح مدارس شهرستان بیجار به اجرا بگذاریم ..باشد پیوندی در خور وشایسته وفرهنگی بین شما ومهد کودک نغمه برقرار گردد ..سپاس بی کران نثار طبع بلندتان…
    رامین

  7. سلام . بهتون افتخار میکنم و هرچی ازتون تعریف کنم کمه .

  8. مهدی میرزاده مطلق

    دستتون درد نکنه ,واقعا خیلی جالب بود یه دختر کوچولو دارم ۳سالشه اسمش آتناست, این شعر جالب رو واسش خوندم خیلی خوشش اومد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *