دوشنبه , ۷ فروردین ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » متفرقه » بنی آدم اعضای یک پیکرند….
ماهان و آقا معلم
ماهان و آقا معلم

بنی آدم اعضای یک پیکرند….

به نام خدا

ماهان بیمار بود. بیماری او سخت بود و به آسانی درمان نمی شد. لاغر و رنگ پریده شده بود و موهایش هم مرتب  می ریختند ، به طوری که سرش کاملاً صاف  و بی مو شد.او کلاس دوم دبستان بود. وقتی مدرسه ها باز شد و به مدرسه رفت و سر کلاس نشست، بعضی از بچه ها مسخره اش کردند و به او گفتند: ماهان کچل شده، سرش مو نداره…ماهان خیلی غصه می خورد و خجالت می کشید. آقا معلم فهمید و غمگین و ناراحت شد. فکرکرد چطور این بچه های شیطان را تنبیه کنم و به آن ها بفهمانم که بیماری باعث بی مو شدن سر ماهان شده و او گناهی ندارد؟ چطور به این ها بگویم که نباید کسی را مسخره کنند و به عیب های ظاهریش بخندند؟ مدتی فکرکرد و تصمیمی گرفت. جلوی آینه ایستاد و به تصویر خودش نگاه کرد. فکرکرد اگر مو نداشت چه  شکلی  می شد؟ فکرمی کرد نداشتن مو چقدر او را زشت خواهد کرد؛ اما او می خواست ماهان احساس تنهایی نکند. می خواست ماهان خوشحال و راضی باشد. این بود که تمام موهایش را از ته تراشید.سرش مثل سر ماهان کاملاً بی مو شد. فردای آن روز وقتی با سر بدون مو سر کلاس حاضر شد، همه ی بچه ها تعجب کردند. ماهان و آقا معلم خیلی به هم شبیه شده بودند. ماهان خوشحال شد. بچه ها می خواستند بدانند چه اتفاقی برای موهای آقا معلم افتاده است. آقا معلم به آن ها گفت موهایم را تراشیدم تا ماهان احساس تنهایی نکند. من دوست ماهان هستم. شما هم دوستان او هستید و می دانید که نباید کسی را به خاطر این که مو ندارد مسخره کنید. بچه ها خجالت کشیدند و فهمیدند که مسخره کردن ماهان کار درستی نبوده و برعکس کار بسیار زشتی است. آن ها از معلم شان درس خوبی گرفتند. برای این که دوستی و صمیمت شان را به ماهان ثابت کنند، همه موهایشان را تراشیدند و با سرهای صاف و بی مو در کلاس حاضر شدند. حالا همه شبیه ماهان شده بودند. این کارشان لب های ماهان را خندان و دلش را شاد کرد. حالش کمی بهترشد. از رادیو  و تلویزیون هم آمدند و با آقامعلم مصاحبه کردند و از او  و بچه ها عکس گرفتند و در روزنامه ها چاپ کردند و در تلویزیون نشان دادند. حالا آقای محمد علی محمدیان معلم کلاس دوم از شهر مریوان و شاگردانش را همه ی مردم می شناسند و می دانند او  و پسرهای نازنین کلاس دوم دبستان شیخ شلتوت شهر مریوان، چه صادقانه همدردی خود با ماهان را نشان داده و ثابت کرده اند که:

بني آدم اعضاي يك پیکرند

كه در آفرينش ز يك گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

نویسنده: مهری طهماسبی دهکردی

ماهان و آقا معلم
ماهان و آقا معلم

14533_134

IMAGE635263439471004982

 

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

photo_2016-07-20_10-28-03

مشاغل2

پلیس پلیس مراقب ما  در هر شهر  و  دیار  است شب ها  راحت می خوابیم …

۳ دیدگاه

  1. درود بر این معلم فداکار و شاگردای مهربونش.خدایا همه ی مریض هارو شفا بده آمین!!

  2. ابراهیم رزمی از شاعران تبریز شعر در این باب سروده در خصوص ماهان مریوان تقدیم همه ایرانیان می کنم
    آقا چقدر شبیه ماهان به گل بدل شدی
    در شعر عشق، شاه بیت هر غزل شدی
    قسم به عشق محبت ، در کلاس وفا
    در ذهن کودکی ،هاج زنبورعسل شدی

    وقتی که عشق، سفیر تو شد محمدیان
    عالم به روی تو ، خندید و حل شدی
    تو ای پرنده خوش ، ذوق مشق درد
    به روی جلد هر دفتر، به زیر بغل شدی

    میان خانه دل ، در شهری از کردستان
    همدرد بنده ای ، بنده عزو وجل شدی
    تمام عمر اگر ، داده ای تو درس وفا
    مقبول درگه او ، در آزمون ازل شدی

    ببین که نقش معلم ، چه نقشی به عالم زد
    یک مو به عشق دادی و ، تاج سرم شدی
    به مشق درد بچه ها با مداد یک رنگی
    خطی کشیدی و، معلم هر محل شدی

    زاهر اگرچه شعر تو از جنس ماهان شد
    درعشق بر کودک ، شهریار بی بدل شد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *