شنبه , ۲۹ مهر ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » شعرهای مهدکودک » بچه ی خوب ترسو نیست

بچه ی خوب ترسو نیست

اتل متل،شاعر:مهری طهماسبی دهکردی

اتل متل توتوله

بچه ی خوب  چه جوره؟

بچه ی  خوب می دونه

تاریکی ترس نداره

این آسمون آبی

شب میشه پرستاره

بچه ی خوب  می دونه

لولو وجود نداره

از لولوی خیالی

ترسی به دل نداره

بچه ی خوب دلیره

شجاعه مثل شیره

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

اتل متل

به نام خدا * اتل متل * اتل متل ستاره مامان جونم بیداره کنار رختخوابم …

۵ دیدگاه

  1. درود!

    با احترام به:
    چند شعر
    و ترانه
    و خبر..!!

    دعوتید.

  2. با سپاس

    شعر زیبایی بود

    گروه آبرنگ

  3. *يكی را دوست دارم
    ولی افسوس او هرگز نميداند
    نگاهش ميكنم شايد
    بخواند از نگاه من
    كه او را دوست مي دارم
    ولی افسوس او هرگز نميداند*

    *به برگ گل نوشتم من
    تو را دوست می دارم
    ولی افسوس او گل را
    به زلف كودكی آويخت تا او را بخنداند*

    *به مهتاب گفتم ای مهتاب
    سر راهت به كوی او
    سلام من رسان و گو
    تو را من دوست می دارم
    ولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزيد
    يكی ابر سيه آمد كه روی ماه تابان را بپوشانيد*

    *صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت
    بگو از من به دلدارم تو را من دوست مي دارم
    ولی افسوس و صد افسوس
    ز ابر تيره برقی جست
    كه قاصد را ميان ره بسوزانيد
    كنون وامانده از هر جا
    دگر با خود كنم نجوا
    يكی را دوست مي دارم
    ولی افسوس او هرگز نميداند

  4. سلام من و برادرم از شعر های شمابسیار لذت می بریم حتی برادرم بعضی از شعرها را حفظ کرده است متشکریم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *