چهارشنبه , ۹ فروردین ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان » توپ تیغ تیغی

توپ تیغ تیغی

به نام خدا
توپ تیغ تیغی
موکی میمون کوچولوی بازیگوش توی جنگل راه می رفت که چشمش به یک توپ عجیب افتاد. یک توپ که تمام سطح آن پر از خارهای تیز بود. موکی به توپ خاردار دست زد. خارها به دستش فرو رفتند. موکی دستش را عقب کشید و با پایش به توپ ضربه ای زد. خارها به پایش فرورفتند و او جیغ کشید. موکی خیلی دلش می خواست توپ خاردار را در دستهایش بگیرد. او باز هم به توپ دست زد. خاری از توپ جدا شد و در دست او فرو رفت واو باز هم جیغ کشید. مادرش که روی درختی مشغول چرت زدن بود، صدای او را شنید. از درخت پایین آمد و به سوی موکی رفت. موکی هنوز کنار توپ ایستاده بود و می خواست با پا به آن ضربه بزند. مادر موکی با دیدن این منظره با تعجب پرسید: موکی جان، چکار می کنی؟ جوجه تیغی را اذیت نکن. بگذار به خانه اش برود. موکی گفت: مامان این یک توپ است می خواهم با آن بازی کنم، اما تیغ دارد و اذیتم می کند. مادر موکی با خنده گفت: نه عزیزم این توپ نیست، این یک جوجه تیغی است که از ترس تو به شکل گلوله خار در آمده، اگر به او دست بزنی، خارهایش جدا می شوند و به دستت فرو می روند و آن را زخمی می کنند. موکی از جوجه تیغی دور شد و کنار مادرش ایستاد. جوجه تیغی به آرامی حرکت کرد و به راهش ادامه داد. موکی و  مادرش آنقدر به جوجه تیغی نگاه کردند تا رفت و از آنها دور شد. آن وقت مادر موکی گفت: تیغ های جوجه تیغی کاملاً سست هستند. وقتی حیوانی بخواهد او را چنگ بزند، تیغ ها از پوست جوجه تیغی جدا می شوند و به بدن آن حیوان فرو می روند. گاهی وقتها هم جوجه تیغی با چرخاندن دمش، تعدادی از تیغ هایش را با ضربت به بدن حیوانات دیگر فرو می کند.
آن روز موکی فهمید که جوجه تیغی برای دفاع از خودش، از تیغ های بدنش استفاده می کند و نمی گذارد حیوانات دیگر به دست بزنند و اذیتش کنند.

نویسنده:مهری طهماسبی دهکردی

 

 

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

11350985_1143045632378976_419195605_n

چوپان کوچک(2)داستان دوم : دایی رضا

چوپان کوچک(2)داستان دوم : دایی رضا نویسنده: محمدجواد گوسفندها در علف زار مشغول چرا هستند …

یک دیدگاه

  1. Walking in the presence of giants here. Cool thinking all arnoud!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *