دوشنبه , ۸ خرداد ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان » توپ علي كوچولو

توپ علي كوچولو

علي كوچولو يه توپ رنگارنگ داشت. توپش را خيلي دوست داشت. هر روز عصر بهانه مي گرفت و مي خواست بره تو كوچه بازي كنه ، ولي مادرش اجازه نمي داد و مي گفت: پسر گلم، كوچه خطرناكه ، يه وقت ماشين مياد ، موتور و دوچرخه مياد، همين جا توي خونه بازي كن تا منم خيالم راحت باشه. علي كوچولو مي گفت: اما من مي خوام برم تو كوچه بزنم زير توپم ،اينجا توي اتاق كه نمي شه . اونوقت مامانش راضي مي شد و همراه علي مي رفت توي كوچه. علي بازي مي كرد و مامانش مواظبش بود. كوچه ي اونها خلوت بود. بچه ها زياد توي كوچه نميومدند. يه روز ، يه پسر كوچولوي ديگه درست همقد علي كوچولو، توي كوچه پيداش شد. اون بچه ي همسايه اي بود كه تازه به خونه ي روبرويي اونها اومده بودند. پسر كوچولو حوصله اش سر رفته بود و همراه مامانش اومده بود دم در نشسته بود. مادر علي به مادر اون سلام كرد و اسم پسرش را پرسيد. اسم پسر كوچولو نادر بود. نادر مي خواست با علي توپ بازي كنه اما علي توپش را به نادر نمي داد. مادرها ايستاده بودن دم در و با هم حرف مي زدند. علي توپش را توي بغلش گرفته بود و زل زده بود تو چشماي نادر و هرچي نادر مي گفت: بيا با هم بازي كنيم ، علي محلش نمي ذاشت و باهاش بازي نمي كرد. نادر ناراحت شد و رفت جلوي در خونه شون نشست . مامان علي كه متوجه شده بود علي توپش را دست نادر نميده، بهش گفت: علي جون، علي كوچولو ، مگه تو نمي گفتي از تنهايي حوصله ات سر رفته، حالا كه نادر اومده نمي خواي باهاش دوست بشي؟ نمي خواي باهاش توپ بازي كني؟ علي ابروهاشو انداخت بالا، يعني نمي خوام. مامانش اومد و آهسته در گوش اون چيزي گفت. علي به حرفاي مامانش گوش داد، اونوقت بلند شد و رفت دست نادر را گرفت و گفت: بيا بامن بازي كن. نادر خوشحال شد و با علي بازي كرد. بعد هم از علي پرسيد: مامانت چي بهت گفت كه اومدي با من بازي كردي؟ علي گفت:مامانم گفت اگه توپت را فقط براي خودت نگه داري اونوقت يه دوست خوبو از دست ميدي اما اگه با نادر بازي كني يه دوست خوب پيدا مي كني. منم ديدم خيلي وقته كه دلم يه دوست خوب مي خواد، اومدم با تو بازي كردم تا باهام دوست بشي. نادر خنديد و رفت به مامانش گفت: مامان جون من و علي ديگه باهم دوستيم. مامانش گفت: چه خوب! من و مامان علي هم ديگه با هم دوستيم. اونوقت هر چهارتاشون با هم خنديدند . نادر و علي حسابي با هم بازي كردن تا خسته شدن و از هم خداحافظي كردن و به خونه هاشون رفتن. از اون روز به بعد اون دوتا هر روز با هم بازي ميكردند و خيلي بهشون خوش مي گذشت . بعضي وقتها هم ، همراه مادراشون به پارك مي رفتند و تاب بازي و سرسره بازي و الاكلنگ بازي مي كردن. اونها هنوز هم با همديگه دوست هستن و خيلي همديگه رو دوست دارند. راستي بچه ها شما چندتا دوست خوب داريد؟

 

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

چوپان کوچک(داستان سوم : عروسک)

داستان سوم : عروسک نویسنده: محمدجواد  ننه آسمان چادرسفیدش را ازسرش برداشته ودرحال پوشیدن چادرسیا …

یک دیدگاه

  1. سلام
    خیلی خیلی زیبا بود من آن قدر دوست دارم که فکر کنم اگه بخوام بشمارم نتونم اما دوستان خیلی صمیمی ام به این اسم ها هستند سارا، فاطمه و آرینا من همه ی دوستانم را دوست دارم تا بعد بدرود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *