جمعه , ۶ مرداد ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان » خرسان و روبی
قصه پیشی و پاندا.نویسنده:مهری طهماسبی دهکردی
قصه پیشی و پاندا.نویسنده:مهری طهماسبی دهکردی

خرسان و روبی

توی یک جنگل سبز، یک خرس کوچولوی قشنگ به اسم خرسان با روباه کوچولوی قهوه ای زرنگی به اسم روبی دوست بود. آنها هر روز با هم بازی می کردند. خرسان چشمهایش را می بست و روبی قایم می شد، آن وقت خرسان دنبالش می گشت و او را توی تنه درختها پیدا می کرد و هر دو می خندیدند و شادی می کردند. آنها تمام بهار و تابستان را با هم بودند تا اینکه فصل پاییز آمد و هوا کم کم سرد شد. برگهای درختها زرد شدند و ریختند. بادهای پاییزی می وزیدند، آسمان ابری شد و گاهی باران نم نم می بارید. خرسان و روبی کمتر از لانه خارج می شدند. آنها بیشتر وقتها به لانه یکدیگر می رفتند و با هم حرف می زدند و کتاب می خواندند. یک روز وقتی روبی به خانه خرسان رفت، دید که او و پدر و مادرش دارند غذا می خورند. آنها مقدار زیادی غذا خوردند و به روبی گفتند که دارند برای فصل زمستان آماده می شوند. روبی کناب آنهانشست و او هم کمی غذا خورد. خرسان به روبی گفت که او و پدر و مادرش می خواهند تمام فصل زمستان را بخوابند. آنها از روبی خداحافظی کردند و در رختخوابهایشان دراز کشیدند و خیلی زود خوابشان برد. روبی به لانه ی خودشان
برگشت و به مادرش گفت: ((مامان، خرسان و پدر و مادرش خوابیده اند، حالا من با کی
بازی کنم؟))

مادرش جواب داد:
((حالا که هوا سرد است تو باید در لانه پیش من و پدرت بمانی. اگر زیاد بیرون بروی،
سرما می خوری. خرسان و پدر و مادرش به خواب زمستانی رفته اند. وقتی هوا گرم شود،
بیدا می شوند.)) روبی پرسید: ((چرا خرس ها در زمستان می خوابند؟)) مادر پاسخ داد:
(( خرسها در پاییز مقدار زیادی غذا می خورند. این غذا به شکل چربی ذخیره می شود.
وقتی خرس به خواب می رود، به وسیله این چربی زنده می مامند. خرس در هنگام خواب
زمستانی کمتر نفس می کشد یا حرکت می کند. بنابراین بدنش به غذای زیادی نیاز ندارد
و تمام زمستان را تا رسیدن فصل بهار می خواد.)) روبی گفت: ((من تا آمدن فصل بهار
صبر می کنم تا وقتی خرسان از خواب بیدار شد با او بازی کنم.)) از آن روز به بعد
روبی توی لانهمی ماند و کتاب می خواند و نقاشی می کرد. یک شب تا صبح برف بارید و همه
جا سفید پوش شد. روبی با کمک پدر و مادرش جلوی لانه ی خرسان با برفها یک خرس برفی
درست کرد.

خرس برفی خیلی شبیه خرسان بود. روبی هر روز روی برفها سر می خورد و بازیی می کرد. یک روز صبح وقتی از لانه اش بیرون آمد دید  که برفها دارند آب می شوند. چند تا گیاه کوچک دو رو بر  لانه
اش روییده بودند و هوا کمی گرمتر شده بود. روبی فهمید که فصل بهار آمده است. او
جلوی لانه خرسان نشست و منتظر شد تا خرسان از خواب بیدار شود. یک ساعت بعد خرسان
در حالیکه خمیازه می کشید از لانه اش بیرون آمد. روبی با خوشحالی خرسان را بغل کرد
و بوسیید. خرسان گفت: ((مثل اینکه زیاد خوابیده ام.))روبی گفت: آره دوست عزیز، من خیلی منتظرت بودم. آن وقت هر دو به خانه ی روبی رفتند. مادر روبی به آنها کمی خوراکی داد. آنها خوراکی هایشان را خوردند و با هم قایم موشک بازی کرد ند. روبی خیلی خوشحال بود و چون پس از چند ماه دوباره دوستش پیش او آمده بود. خرسان هم خوشحال بود و با خودش می گفت: ((روبی دوست خیلی خوبی است. او تمام فصل زمستان منتظر ماند تا من بیدار شودم و با او بازی کنم.)) از آن روز به بعد روبی و خرسان هر روز همدیگر را می دیدند و در جنگل سبز می دویدند و بازی می کردند و شاد بودند.

خرسان و روبی.نویسنده:مهری طهماسبی دهکردی

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

چوپان کوچک(داستان سوم : عروسک)

داستان سوم : عروسک نویسنده: محمدجواد  ننه آسمان چادرسفیدش را ازسرش برداشته ودرحال پوشیدن چادرسیا …

۳ دیدگاه

  1. سلام
    راه اندازی سایت جدید را به شما تبریک میگم ،امیدوارم چون گذشته موفق باشید

  2. مباركه خاله مهري سايت قشنگيه اميدوارم مطالبتون مثل هميشه پربار باشه و قصه‌هاي قشنگ و آموزنده‌اي برامون تعريف كنيد

  3. These topics are so counfinsg but this helped me get the job done.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *