دوشنبه , ۱ آبان ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان » داستان های ملیکا

داستان های ملیکا

این ها هم چندتا از قصه هایی هستند که ملیکاگلی نویسنده خردسال ایرانی نوشته است:

خیّاط خیّاط

     دوخواهردوقلو بودند، که به جزخرابکاری کار دیگری بلد نبودند. یک ­بار تصمیم گرفتند آشپزی کنند، یک آشپزی دوقولویی! معلوم است غذا یا شور بود یا بی ­نمک.

     آن­ ها درآشپزی هم مثل کارهای دیگرموفّق نشدند. بعد تصمیم گرفتند خیّاط شوند! یک خیّاطی دونفره!

     آن ­ها یک مغازه زدند و اسمش را گذاشتند: «خیّاط خیّاط» چه اسم عجیبی!

     یکی از دوقولوها لباس را قیچی می­ کرد و دیگری می ­دوخت. وای چه خرابکاریی شده بود. اوّلین لباس را کج دوخته بودند…

     دو­قلوها به­هم نگاه می ­کردند، اما دیگر دیرشده بود. همان موقع مشتری آمد تا لباسش را ببرد و همین­ که چشمش به لباس کج افتاد، گفت:

     «وای چه مدل جدیدی!»

     یکی از دو­قلوها خندید و گفت: «شاید!»

     ازآن به بعد دوقلوها هر روز یک لباس اختراع می­کردند. لباس­ های کج وکوله وعجیب و غریب! آن­ها خیلی زود معروف شدند، چون لباس ­هایشان با همه ­ی لباس­ها فرق داشت. هنوز هم دوقلوها توی­«خیّاط خیّاط» مشغولند، برای همین  هر روز مردم لباس­ های عجیب­تر از روز قبل می ­پوشند!

                                               جوايز اين داستان تا کنون:

          برگزيده ي جشنواره  توليدات رسانه اي حجاب وعفاف ( تهران 87)

  ***************************************************************

فرار

                                       

     كتاب كوچولو سرفه مي كرد. چشــم هــايش پراز خاك شده بود. اشك در چشـم هايش جمع شده بود. خانم كتاب جلو رفت و دستي به سر او كشيد. پدر بزرگ كتاب ها كه خيلي قديمي بود جلو آمد و گفت:

     «لطفاً همه به حرف هاي من گوش كنيد. ما چند سال است كه در ايــن قفسه هستيم و هيچ كس ما را نخوانده. همه ما داريــم كم كم از بين مي رويم. بياييــد همگي از اينجا فرار كنيم.»                  
     خانم كتاب سرفه اي كرد و گفت: «هر جا كه برويم همين طور است.»
     كتاب كوچولو كه اشك هايش مي ريخت، گفت: «من شنيدم كه توي شهـر كناري همه كتاب مي خوانند.»                      
     كتاب هاي ديگر هم گفتند: «آره ما هم شنيديم.»

پدر بزرگ كتاب ها گفت: «زود باشيد تا كسي از خواب بيدار نشده، از اين جا برويم.»

     كتاب ها به سرعت دست هم را گرفتند و از آن شهر فرار كردند. بچــه هاي عزيز شايد كتاب ها به شهر شما بيايند. زود باشيد…

           تقدير شده ي جشنواره ي کشف لحظه ها (به همراه داستان رئیس جدید)– تهران

***********************************************

 رئیس جدید                                                 ملیکا گلی

یک روزحیوانات جنگـل تصمیـم گرفتند برای جنگل شان رئـیسی انتخـاب کنند!  جوجه تیغی پرید وسط وگفت: «من رئیس می شوم!» 

آقا فیـله گفت: «بـه شرطی که تیغ هـایت را دربیاوریم، چـون وقـتـی عصبـانـی می ­شوی  تیغ­هایت را در بدن حیوانات فرو می کنی!»

امّا جوجه تیغی قبول نکرد.

آقا خرگوشه پرید وسط و گفت: «من رئیس می شوم!»

حـیوانات گفتـند: «تو گـوش هـایت بلـند اسـت، وقـتی عصبـانی می شـوی بـا گوش­هایت حیوانات را می زنی!»

آقا فیله گفت: «من از همه بزرگ ترم، پس من رئیسم!»

حیوانات گفتند: «به شرط این که عاج ها یت را بکنیم!»

 امّا آقا فیله قبول نکرد…

 یک دفـعـه آقا شیـره كه پشت بوته اي پنهان شده بود پريد وسط، غرشی کرد و گفت:

«جمع کنید، ایـن مسخـره بازی ها چيست!؟همه مي دانند من رئيس جنگلم!»

حیوانات هرکدام به سوراخی رفتند…

                             تقدیر شده ی  جشنواره ي کشف لحظه ها – تهران ۸۷

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

چوپان کوچک(داستان سوم : عروسک)

داستان سوم : عروسک نویسنده: محمدجواد  ننه آسمان چادرسفیدش را ازسرش برداشته ودرحال پوشیدن چادرسیا …

یک دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *