شنبه , ۲۹ مهر ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان نوجوان » داستان یک درخت

داستان یک درخت

به نام خداوندجان آفرین
داستان یک درخت
نویسنده: مهری طهماسبی دهکردی
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود
در روزگاران قدیم، پادشاهی بود که به چیزهای عجیب و غریب خیلی علاقه داشت. مثلاً دلش می خواست بداند آیا قالیچه ی پرنده وجود دارد و او می تواند آن را به دست آورد؟ آیا میوه ای یا خوراکی دیگری هست که اگر انسان آن را بخورد، عمر جاودان پیدا کند؟ برای همین کسانی که دوروبرش جمع می شدند، همیشه از این جور حرف ها می زدند و شاه را کنجکاوتر می کردند. یک روز درویشی را به دربار شاه آوردند که قصه های زیادی بلد بود. او برای شاه قصه و افسانه تعریف کرد و شاه که از قصه های او خوشش آمده بود به او هدایای زیادی داد. درویش هنگام رفتن به شاه گفت: «ای پادشاه در کشور هندوستان درختی هست بسیار عجیب که اگر کسی آن را پیدا کند و میوه اش را بچیند و بخورد، هرگز پیر نمی شود و نمی میرد. اگر بتوانی کسی را به جستجوی این درخت بفرستی و میوه اش را به دست بیاوری و بخوری، عمر جاودان پیدا می کنی و هرگز نخواهی مرد.»
وقتی درویش رفت، پادشاه وزیرش را صدا زد و گفت: «من میوه ی درختی را می خواهم که فقط در هندوستان می روید. میوه ی این درخت باعث عمر جاودانی می شود. از تو می خواهم بار سفر ببندی و برای پیدا کردن این درخت و میوه اش به هندوستان بروی.» وزیر گفت: «اطاعت سرورم. من برای پیدا کردن این درخت به هندوستان می روم.»وزیر خیلی زود بار سفر بست و راهی سفر به هندوستان شد. در آن روزگاران مسافرت کار سختی بود. وزیر سوار کشتی شد و پس از گذراندن روزهای سخت بالاخره به هندوستان رسید. او به تمام شهرها و روستاهای هندوستان سر زد و از هر کس که دید سراغ درخت شگفت انگیز را گرفت، اما هر کس حرفهای او را درباره ی درخت می شنید، مسخره اش می کرد و می گفت: «مگر می شود انسان با خوردن یک میوه عمر جاودان پیدا کند؟ این یک افسانه است. حقیقت ندارد.» اما وزیر جرأت بازگشت به کشورش را نداشت چون می ترسید دست خالی پیش شاه برگردد. چند سال گذشت. وزیر خسته و درمانده شد و نتوانست درخت را پیدا کند. تصمیم گرفت به کشورش برگردد. در راه بازگشت، نشانی مرد دانایی را به او دادند که در کلبه ای نزدیک یک جنگل زندگی می کرد. همه ی مردم او را مردی دانشمند می دانستند و می گفتند او پاسخ تمام پرسش ها را می داند.
وزیر به کلبه ی مرد دانشمند رفت و از او درباره ی درخت سؤال کرد. مرد دانشمند لبخندی زد و گفت: «ای وزیر، چنین درختی روی زمین وجود ندارد. تو نمی توانی میوه ای پیدا کنی که با خوردن آن عمر جاویدان پیدا کنی، امااین را بدان که درختی که به دنبال آن هستی، علم و دانایی است. آنچه به انسان عمر جاودان می بخشد علم و دانش است. نام انسان دانشمند بعد از مرگش هم از یاد دیگران نمی رود. بنابراین انسانی که عمر جاودان می خواهد باید به دنبال دانش باشد.» وقتی وزیر فهمید که آنچه به دنبالش بوده علم و دانش است به سوی کشور رهسپار شد تا به شاه بگوید که درختی که به دنبال آن سالها در هندوستان گشته است چیزی نیست به جز علم و دانش.
***********
شاعر توانای کشورمان مولانا جلال الدین مولوی، این داستان را در دفتر دوم مثنوی نقل کرده است. داستان چنین آغاز شده:
گفت دانایی برای دوستان

که درختی هست در هندوستان

هر کسی کز میوهٔ او خورد و برد

نی شود او پیر نی هرگز بمرد

پادشاهی این شنید از صادقی

بر درخت و میوه‌اش شد عاشقی

قاصدی دانا ز دیوان ادب

سوی هندوستان روان کرد از طلب

سالها می‌گشت آن قاصد ازو

گرد هندوستان برای جست و جو

شهر شهر از بهر این مطلوب گشت

نی جزیره ماند و نی کوه و نه دشت

هر که را پرسید کردش ریش‌خند

کین کی جوید جز مگر مجنون بند
………..

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

قصه ای از زبان خورشید

به نام خدا آن روز مثل همیشه در آسمان می درخشیدم و به زمین نور …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *