دوشنبه , ۸ خرداد ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان نوجوان » شهررنگین کمان
جنگلبان.شاعر مهری طهماسبی دهکردی
جنگلبان.شاعر مهری طهماسبی دهکردی

شهررنگین کمان

یکی بود یکی نبودغیر از خدا هیچکس نبود

در زمانهای قدیم، در گوشه ای از این دنیا شهری بود که مردمش در کار و صنعت بسیار موفق بودند و کارهایشان را به وسیله ی انواع ماشینها انجام می دادند. این مردم پرکار و جدی ، برای کار و تلاش اهمیت خاصی قائل بودند، برای همین در این شهر هیچ انسانی بیکار نبود. هرکس به اندازه ی تواناییش کار می کرد. عده ای در کارخانه ها وعده ای در مزارع  کار می کردند تا رفاه و آسایش را برای همه به ارمغان بیاورند. مادرها بچه های کوچکشان را به مهدهایی می سپردند که دایه هایی دلسوزتر از مادران، در آنها  از بچه ها مراقبت می کردند. بچه ها شیرخشکهایی را که به دست دایه ها در بطری های تمیز و عاری از میکروب ریخته می شد، با اشتهای کامل می خوردند و روزبروز تپل تر میشدند. اما پدرها و مادرها فرصتی برای دیدن بچه ها و بازی با آنها و مشاهده ی رشد خوبشان نداشتند ؛ زیرا آنها همه کارگرانی جدی و پرکار بودند و آنچه اهمیت داشت، تولید وسایلی برای رفاه و آسایش همنوعانشان بود نه چیزی دیگر…

 سالهای سال مردم این شهر با همین روش به زندگی ادامه دادند. یک روز زن جوانی که پای ماشین بافندگی ایستاده بود، ناگهان به سرفه افتاد و احساس کرد نمی تواند نفس بکشد. درست در همان هنگام،  به کارگران همه ی کارخانه ها چه زن و چه مرد هم ، همین احساس دست داد. کارفرماها که دیدند کارگران دست از کار کشیده و سرفه می کنند، عصبانی شدند و سر آنها داد کشیدند ؛ اما لحظه ای بعد خودشان نیز به سرفه افتادند و چشمهایشان از زور سرفه پر از اشک شد. یکی از کارگرها گفت :
« ماشینهای ما سالهاست که کار می کنند ، شاید فرسوده شده اند و دود سمی تولید می کنند، بهتر است برای مدتی آنها را خاموش کنیم شاید حالمان بهتر شود.»همه با او موافقت کردند. وقتی ماشینها از کار افتادند، کارگران و کارفرمایان صدایی شنیدند که تا آن روز نشنیده بودند. صدا از بیرون کارخانه می آمد. همه برخاستند و به سوی پنجره ها رفتند و آنها را گشودند. باران می بارید و صدا ، صدای باران بود. مردم شهر ریزش تند باران را دیدند که دود و غبار را از چهره ی شهر می شست و بر زمین می ریخت.آنها که تا آن زمان به باران وآسمان ابری نگاه نکرده بودند، حالا داشتند در سکوتی که با خاموشی دستگاهها پدید آمده بود ، به آوای باران گوش می دادند و دیگر احساس خفقان و بیماری  نمی کردند. ساعتی گذشت ، باران همچنان  می بارید و غبار را از چهره ی شهر می شست و با خود می برد. پس از آن خورشید از پس ابرها ی تکه پاره بیرون آمد و سرزمین آنها را روشن کرد و مردم خسته ی شهر رنگین کمان بسیار زیبایی را در آسمان دیدند .

همه ی مردم شهر، در یک زمان آرزو کردند که ای کاش سرزمین شان ، جایی آن سوی رنگین کمان و در دل آسمانها بود. جایی که از گرد و غبار و دود و صداهای ناهنجار ، اثری نباشد . فرشته هایی که آن رنگین کمان را در آسمان گسترده بودند ، صدای قلب آنها را شنیدند و از خداوند مهربان خواستند که این مردم خسته و رنجور را به آرزویشان برساند. خدای مهربان هم پذیرفت و شهری در دل رنگین کمان زیبا به آنها داد . از آن روز به بعد مردم شهر با شادمانی در شهر جدید زندگی می کنند. بچه های تپل مپل آنها ، در آغوش گرم مادران پرورش می یابند ومانند پدران و مادرانشان زندگی را دوست دارند و جهان هستی را زیبا و هدفدار می یابند.

در روزهای بارانی ، پس از باران  به رنگین کمان نگاه می کنم شاید بتوانم آن مردم را ببینم. شما هم پس از بارش باران و حضور رنگین کمان در آسمان، به بالا نگاه کنید، شاید این شهر و مردمش را ببینید.

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

جادوگرشیمان، نوشته ی مهری طهماسبی دهکردی

جادوگر پشيمان

يكي بود يكي نبود در زمانهاي خيلي دور، در سرزمين ديوها ،جادوگرجواني زندگي مي كرد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *