سه شنبه , ۵ بهمن ۱۳۹۵
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان کودک » قارقارک و پرپری

قارقارک و پرپری

توی یک مزرعه تعداد زیادی شترمرغ زندگی می کردند.صاحب مزرعه از شترمرغها نگهداری می کرد تا بزرگ  شوند و تخم بگذارند.پرپری شترمرغ کوچولویی بود که خواهر و برادرنداشت.او روزها به تنهایی توی مزرعه می گشت و بازی می کرد.یک روز کلاغی که داشت بالای سر مزرعه پرواز می کرد او را دید.کلاغ پایین آمد،روی زمین نزدیک پرپری نشست و گفت:آهای حیوان،اسمت چیه؟پرپری گفت:اسمم پرپریه اسم تو چیه؟کلاغ قارقاری کرد  و جواب داد:اسمم قارقارکه.من کلاغم تو چی هستی؟پرپری گفت:من شترمرغ هستم.

شترمرغ

قارقارک قاه قاه خندید و گفت:شتر یا مرغ؟کدامش هستی؟پرپری گفت:من یک پرنده ام.قارقارک گفت:پس بیا باهم پروازکنیم ببینیم کدام یک از ما بالاتر پرواز می کنه.پرپری  با ناراحتی گفت:اما من نمیتونم پروازکنم.قارقارک گفت:اهه!تو دیگه چه جور پرنده ای هستی؟پرنده ها باید بتونند پرواز کنند.پرپری  آهی کشید و گفت:اما من از آن دسته پرنده هایی هستم که نمی تونند پرواز کنند.مثل خروس و مرغ خانگی اما می تونم به سرعت بدوم.خیلی تند می دوم.کلاغ  گفت:آهان فهمیدم که چرا پاهای تو این  قدر دراز هستند.کمی هم شبیه شتر هستی.برای همین اسم شما را شترمرغ گذاشته اند. در همان وقت مادر پرپری او را صدازد .پرپری گفت قارقارک جان من باید پیش مادرم  بروم.اگر دوست داری مادرم  راببینی با من بیا.قارقارک  همراه پرپری پیش خانم شترمرغ رفت و به او سلام کرد.خانم شترمرغ گفت:سلام آقاکلاغه خبرتازه چی داری؟قارقارک خندید  و گفت:من با پرپری مهربون دوست شدم و فهمیدم که شما شترمرغ ها پرنده های  بزرگی هستید و خیلی تند می دوید.خانم شترمرغ گفت: درسته طول قد من دومتر و نیمه.وزنم هم 140 کیلوگرمه.تخم من هم خیلی بزرگه.خیلی بزرگتر از تخم مرغ یا تخم بقیه ی پرنده ها.قارقارک گفت: خیلی خوشحالم که با شما آشنا شدم.اجازه بدید کمی با پرپری بازی کنم.خانم شترمرغ گفت:اشکالی نداره.بازی کنید.قارقارک و پرپری با هم مسابقه گذاشتند.قارقارک می پرید و پرپری میدوید.آخرش هم پرپری از قارقارک جلو زد و برنده شد.پرپری و قارقارک دوستان خوبی شدند.از آن روز به  بعد پرپری دیگر تنهایی بازی نمیکرد.

نویسنده:مهری طهماسبی دهکردی

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

JamNewsImage12500426

چوپان کوچک داستان ششم: مهمان جدید

مهمان جدید  نویسنده:محمدجواد  گوسفندها هرکدام در یک گوشه ی  اتا ق لم داده اند و …

یک دیدگاه

  1. عزيزم از متن زيباتون لذت بردم

    شترمرغ گردن و پاهای درازی دارد و می‌تواند با سرعتی در حدود ۶۵ کیلومتر در ساعت بدود. شترمرغ بزرگ‌ترین پرنده موجود است. شترمرغ برای دفاع از خود در مقابل شکارچیان و حیوانات وحشی از پاهای پر قدرت خود بهره می‌گیرد و قادر است با لگد خود انسان و حتی شیر را از پا در آورد. جوجه این پرنده ظرف ۴۰ روز سر از تخم بیرون می‌آورد و ظرف سه تا چهار سال یک پرنده بالغ می‌شود و ….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *