سه شنبه , ۴ مهر ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » متفرقه » قصه ی دم قهوه ای

قصه ی دم قهوه ای

به نام خدا

قصه ی دم قهوه ای

 نوشته ی : محبوبه صفرزاده

 

یکی بود . یکی نبود . توی یه جنگل بزرگ و سرسبز ، یه خرس کوچولو به همراه پدرو مادرش زندگی می کرد . اسم این خرس

قهرمان ما ، دُم قهوه ای بود . دم قهوه ای یه بچه خرس خوب و مودب و باهوش و زرنگ و مهربون بود. طوریکه  همه ی اهالی جنگل ، بهش افتخار میکردند و برای بچه هاشون ، همیشه از خوبی دم قهوه ای تعریف میکردند . اما…

اما این خرس کوچولوی ما یه ایراد خیلی بزرگ داشت  و اونم این بود که میونه ی خوبی با غذا خوردن نداشت . به همین خاطر

اکثر مواقع مریض می شد و خیلی زود سرما می خورد . مامانش همیشه براش سوپ و غذاهای خوشمزه با عسل و کیک درست می کرد تا دم قهوه ای بخوره و زودی بزرگ شه .عین خرسای همسایه . اما دم قهوه ای از بس کم غذا می خورد ، ضعیف شده بود و اصلا بهش نمیومد یه بچه خرس قوی باشه . بابا و مامان دم قهوه ای خیلی نگرانش بودند و بالاخره با اصرار ، اونو پیش دکتر بزی بردند تا  معاینه بشه . … دکتر بزی ،  وقتی دم قهوه ای رو معاینه کرد گفت : وای ! بدنت خیلی ضعیف شده !

تو باید غذاتو به طور کامل بخوری  تا قوی و سالم بمونی . اگه اینجوری پیش بری ، دیگه نمی تونی از جات بلند شی و همیشه مریض و ناتوان می مونی . دم قهوه ای از شنیدن این حرف خیلی نارحت شد. از اینکه دیگه نمی تونست مثل همیشه بیرون بره و با دوستاش بازی کنه و به همه کمک کنه، دلش گرفت . به خاطر همین ، تصمیم گرفت از این به بعد خوب غذاشو بخوره و به حرفهای دکتر بزی و پدرو مادرش گوش کنه  تا مثل همیشه شادو سرحال و سلامت باشه. دم قهوه ای از اون روز به بعد غذاهای خوشمزه و مقوی ای را که مامانش براش درست می کرد با اشتها می خورد و بعد از چند روز حالش خوب شد. حالا دیگه دم قهوه ای شده بود یه خرس بزرگ و قهرمان و قوی .

 ……………………………………………………………………….

شعری درباره ی خودخواهی و خودپسندی

من کودکی دلشادم

      می گویم با فریادم

  ازخودخواهی و غرور

  همیشه من آزادم

      چون آدم خودپسند

همیشه هست در بند

  به فکردیگران باش

   شیرین بشی مثل قند

     آدمی که خودخواهه

   مثل اینکه تو چاهه

هیچکی دوسش نداره

 میره توی بیراهه

همه بگیم یکصدا

      ما بچه های دنیا

    از تمام بدیها

پاکیم و هستیم جدا

محبوبه صفرزاده(نویسنده برنامه کودک رادیو،شهرستان ارومیه)

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

زباله های دوست داشتنی

به نام خدا هر روز توسط مردم دنیا، مقادیر زیادی زباله تولید می گردد که …

۳ دیدگاه

  1. سلام مهربون !
    اگر چه دیر به دیر میام ولی به یادتون هستم بانوی دوست داشتنی .

    لحظه هاتون قشنگ

  2. یک وبلاگ خوب برای بچه ها که ازش لذت ببرن و کار مفید با اینترنت رو هم تجربه کنند.
    عالی بود. لینکتون می کنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *