پنج شنبه , ۵ مرداد ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان حیوانات » مورچه ها بازنشسته نمی شوند

مورچه ها بازنشسته نمی شوند

توی شهر مورچه ها،هیچ کس بیکار نبود و هر کس کاری می کرد. عده ای از مورچه ها مشغول کشاورزی بودند. کوشا یکی از مورچه های کشاورز بود. او همراه بقیه ی مورچه ها، برگ های گیاهان  را می چید تا از آنها برای پرورش قارچ استفاده کنند.

کوشا با آرواره های قوی و دندان های تیزش، برگ ها را خیلی راحت می چید و از ساقه جدا می کرد و دوستانش  هم آن برگ ها را به لانه می بردند و روی آنها قارچ پرورش می دادند تا همه ی ساکنان شهر از آن قارچ ها تغذیه کنند.

مورچه ها بازنشسته نمی شوند.نویسنده:مهری طهماسبی دهکردی

کوشا کارش را خیلی دوست داشت.او  یکی از پرکارترین افراد شهر مورچه ها بود.

روزها یکی پس از دیگری گذشتند.کوشا دیگر نمی توانست به  راحتی برگ ها را بچیند.او پیر شده بود و آرواره هایش دیگر قدرت و توانایی سابق را نداشتند.

شهردار شهر مورچه ها به او گفت:« تو در روزهای جوانی خیلی خوب کار می کردی  و زحمت  زیادی می کشیدی؛ حالا بهتر است  بازنشسته شوی و استراحت کنی.به جای کارکردن،  به باغ برو و گردش کن و از دیدن آسمان آبی و خورشید درخشان و گل های زیبا لذت ببر.»

کوشا جواب داد:« شهردار عزیز، من دوست دارم تا وقتی زنده هستم  در کنار دیگران کار کنم. حالا که نمی توانم برگ بچینم، اجازه  بدهید به کارحمل و نقل برگ ها بپردازم. وقتی مورچه های جوان برگ ها را می چینند، من برگ ها را برمی دارم و به لانه می آورم. من می توانم برگی را که  پنجاه  برابر من وزن دارد، با خودم حمل کنم و به لانه  بیاورم. از امروز کارم می شود جمع کردن و آوردن برگ ها به لانه  برای پرورش قارچ.»

شهردار لبخندی زد و گفت:«آفرین  به تو مورچه ی سخت کوش و پرکار! واقعاً کوشا و زحمتکش هستی. حالا که دلت می خواهد کارکنی، من حرفی ندارم. »

کوشا با خوشحالی پیش دوستانش رفت و به آنها  در جابه جا کردن برگ ها کمک کرد.او می گفت:« یک مورچه همیشه  باید مفید باشد و به دوستانش کمک کند، حتی اگر یک مورچه ی پیر باشد. یک مورچه هرگز بازنشسته نمی شود.»

نویسنده: مهری طهماسبی دهکردی

مورچه ها………..

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

دایناسور تنها(قسمت دوم)

به نام خدا بچه های عزیز داستان دایناسور تنها نوشته  سرکارخانم الهام تاوتلی را یادتان …

۳ دیدگاه

  1. خیلی خوشگل بود با اجازه من با ذکر منبع واسه سایتم برش میدارم.
    موفق باشید و پیروز!

  2. آیلارباقرزاده

    سلام. راستش خیلی از این یکی خوشم نیومد . یکم سوژه س تکراری بود. با اینحال ازتون ممنونم . بقیه جالبترن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *