سه شنبه , ۴ مهر ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستانک » نقطه ها

نقطه ها

به نام خدا

روی یک میز،دوتا مقوا بودند یکی سفید یکی سیاه.دوتا مداد هم بودند یکی سفید یکی سیاه.مداد سفید روی مقوای سیاه عکس یک کبوتر را کشید.مدادسیاه روی مقوای سفید عکس یک کلاغ را کشید.کبوتر از مقوا جدا شد و روی میز نشست.کلاغ از مقوا جدا شد و کنار کبوتر نشست.کلاغ و کبوتر با هم دوست شدند.آنها با هم در آسمان به  پرواز درآمدند.بالا و بالاتر رفتند .مدادها از روی زمین به آنها نگاه کردند.آنها در آسمان آبی دو نقطه می دیدند: یک نقطه سفید  و یک نقطه ی سیاه.

 

     

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

۲ دیدگاه

  1. سلام دوست خوبم

    چه وبلاگ جالب و قشنگی دارید !

    اگه تمایل داشتید که با هم دوست وبلاگی باشیم من شما رو لینک کردم شما هم وبلاگ من رو اگه زحمتی نیست با اسم دبستانی ها لینک کنید.

  2. سلام.من همشهری شماهستم.اگرمدادهابه خودشان زحمت بدهندوبیشترکبوتروکلاغ بکشندنقطه ها بیشترمیشوندبعدمیشودرویشان یک شعر نوشت مثل این… تکه های الماس گردنبندمادرم بود اشکهای خواهرم بود ……………….این شعرازخودم است به وب فرفری هم دعوت شده اید …..ازطرف من

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *