سه شنبه , ۴ مهر ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان نوجوان » نمازگزاران پرحرف

نمازگزاران پرحرف

به نام خدا

روزی روزگاری چهار مرد برای تجارت راهی سفر شدند. کاروان آنها از جاده های پر پیچ و خم میان کوه ها و دره ها می گذشت و پیش می رفت. کاروانیان قبل از غروب خورشید به شهری رسیدند و رئیس کاروان یا همان قافله سالار اعلام کرد که شب در کاروانسرا می مانند و استراحت می کنند و فردا صبح قبل از طلوع خورشید به حرکت خود ادامه خواهند داد. آن چهار مرد که با هم رفیق بودند، وضو گرفتند و به مسجد رفتند تا نماز ظهر و عصرشان را ادا کنند. همین که بر سر سجاده ایستادند و نیت نماز کردند و به خواندن نماز مشغول شدند، مؤذن مسجد آمد و شروع به خواندن اذان کرد. یکی از آن 4 نفر به او گفت: آهای مؤذن، چه وقت اذان گفتن است؟ ما داشتیم نماز ظهر می خواندیم. او این حرف را زد و به خواندن نماز ادامه داد. یکی از دوستانش با شنیدن صدای او فراموش کرد که در حال نماز است و با صدای بلند به او گفت: دوست عزیز چرا حرف می زنی؟ ما داریم نماز می خوانیم، نکند فراموش کردی؟ سومین مرد که از حرفهای آن دو حواسش پرت شده بود، خطاب به نفر دوم گفت: خودت هم حرف زدی و نمازت باطل شد. اما رفیق چهارم که خیال می کرد از دوستانش داناتر است، با خوشحالی شروع کرد به تعریف کردن از خودش که فقط منم که سر نماز حرف نمی زنم، چون می دانم سخن گفتن در حال نماز آن را باطل می سازد. غافل از اینکه با این حرفی که زده نمازش باطل است. حالا هر 4 نفر نمازشان باطل بود و خودشان خبر نداشتند.

در گوشه ای از مسجد پیرمردی نشسته بود و منتظر بود تا مؤذن اذان مغرب را بگوید. او حرفهای آن ها را شنید و خنده اش گرفت چون می دید که هر چهار نفر نماز را فراموش کردند و به عیب جویی از هم پرداختند و در نتیجه نمازهایشان باطل شد. پیرمرد رو به آنها کرد و گفت: رفقا، نماز گفتگوی انسان با پروردگار عالم است. وقتی با خدا گفتگو می کنید نباید به کسی غیر از او توجه کنید. نباید حرف بزنید و از هم ایراد بگیرید. این کارها نمازتان را باطل و خدا را از شما ناراضی می کند. هنگام نماز فقط به یاد خدا باشید. با ادب و تواضع و فروتنی نماز بخوانید تا خدا هم به شما توجه کند و گناهانتان را ببخشد.

این داستان را با نگاهی به دفتر دوم مثنوی نوشتم:

چار هندو در یكی مسجد شدند

بهر طاعت راكع و ساجد شدند

هر یكی بر نیتی تكبیر كرد

در نماز آمد بمسكینی و درد

مؤذن آمد از یكی لفظی بجست

كای مؤذن بانگ كردی وقت هست

گفت آن هندوی دیگر از نیاز

هی سخن گفتی و باطل شد نماز

آن سیم گفت آن دوم را ای عمو

چه زنی طعنه برو خود را بگو

آن چهارم گفت حمد الله كه من

در نیفتادم به چَه چون آن سه تن

پس نماز هر چهاران شد تباه

عیب‌گویان بیشتر گم كرده راه

غافل‌اند این خلق از خود ای پدر

لاجرم گویند عیب همدگر

من نبینم روی خود را ای شمن

من ببینم روی تو تو روی من

آنكسی كه او ببیند روی خویش

نور او از نور خلقانست بیش

گر بمیرد دید او باقی بود

زانك دیدش دید خلاقی بود

عیب‌گوی و عیب‌جوی خود بدست

با همه نیكو و با خود بد بدست

نمازگزاران پرحرف.نویسنده:مهری طهماسبی دهکردی
نمازگزاران پرحرف.نویسنده:مهری طهماسبی دهکردی

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

هدیه‌ای برای پدر

به نام خدا هدیه‌ای برای پدر تقدیم به فرزندان شهدا بوی خوشی در خانه پیچیده …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *