پنج شنبه , ۲۸ دی ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان نوجوان » هدیه‌ای برای پدر

هدیه‌ای برای پدر

به نام خدا
هدیه‌ای برای پدر
تقدیم به فرزندان شهدا
بوی خوشی در خانه پیچیده بود. من در اتاقم قرآن می‌خواندم که صدای مادرم را از آشپزخانه شنیدم:«علی جان، بیا ببین کیکم خوب شده…» قرآن را بوسیدم و روی میز گذاشتم و به آشپزخانه رفتم. کیک در یک بشقاب بلوری روی کابینت بود و انگار به من می‌گفت:« کمی از من بخور ببین چقدر خوشمزه‌ام!» با خوشحالی گفتم وای مامان! عجب کیکی پختی! دستت درد نکنه!» مادر با لبخند گفت:«مگر نمی‌دانی امروز چه روزیه؟»فکری کردم و یادم آمد که امروز چه روزی است.» لبخند زدم، مادر هم لبخند زد و من یک‌بار دیگر سوره‌ی یاسین را در ذهنم مرور کردم.
ساعتی بعد هردوی ما با کیک، دسته‌گل و چند شمع زیبای رنگارنگ، کنار مزار پدر شهیدم بودیم. مادر سنگ‌قبر پدر را با گلاب شست، شمع‌ها را در شمعدان گذاشت و روشن کرد و از توی کیفش پارچه‌ی ترمه‌ی خوش‌نقش‌ونگاری درآورد و روی سنگ‌قبر پدر پهن کرد. کیک و شمعدان ودسته‌گل را با سلیقه روی ترمه گذاشت. قاب عکس پدرم را از توی جعبه ی بالای سر قبر برداشت و با دستمالی گرد و غبارش را پاک کرد و همان طور که به عکس نگاه می کرد گفت:« سلام حسین آقا، امروز روز پدره، روز تو. من و علی آمدیم به شما تبریک بگوییم. علی برایت هدیه ای آورده…» و به من اشاره کرد. به عکس خندان پدر نگاه کردم. صدایم را صاف کردم، چشمهایم را بستم و با صدای بلند شروع به خواندن سوره‌ی یاسین کردم. مدت ها برای حفظ این سوره تلاش کرده بودم. می خواستم روز پدر برای پدر شهیدم هدیه ای داشته باشم. با چشمان بسته تمام سوره را خواندم می ترسیدم اگر چشمانم را بازکنم، اشتباه کنم. سوره به پایان رسید. صدق الله العلی العظیم را گفتم و چشمانم را بازکردم. چند نفر بالای سرم ایستاده بودند. آنها صلوات فرستادند. مادر لبخند بر لب داشت وخوشحال به نظر می رسید. آدمهای دور و برم هرکدام چیزی می‌گفتند. یکی گفت:« ماشاالله! خدا حفظت کند پسرجان.» دیگری گفت:« خوشا به حال پدر و مادری که چنین فرزندی دارند…» آنها همان طور که حرف می زدند از ما دور شدند و رفتند. من و مادر تنها شدیم. مادر تکه ای کیک به من داد. فاتحه خواند و برای خودش هم کیک برداشت. کمی از کیکش را خورد و گفت:«آفرین پسرم! خوب یاسین خواندی، دلم می خواست در روزپدر و میلاد امام علی علیه السلام، برای شادی روح پدرت یاسین را از حفظ بخوانی.» کمی از کیک خوشمزه را خوردم و پرسیدم:«چرا روز تولدحضرت علی(ع) روز پدر است؟»جواب داد:« حضرت علی (ع)پدر خوب و مهربان امام حسن(ع) وامام حسین(ع)و حضرت زینب سلام الله علیها بود. اوفرزندانش را خیلی خوب تربیت کرد. حضرت علی(ع) به یتیمانی هم که پدرشان را از دست داده بودند محبت می کرد ونمی گذاشت غصه بخورند.او در خانه ی کعبه به دنیا آمد و اولین مردی بود که اسلام را پذیرفت و مسلمان شد. پیامبرعزیزمان او را تربیت کرد. حضرت علی (ع) هیچ وقت پیامبر را تنها نگذاشت وهمیشه یاور او بود. روز تولد او روز پدر است تا از تمام پدران خوب و دلسوز و مهربان قدردانی شود.»
مادر ساکت شد. هردو کیک خوردیم و من بازهم قرآن خواندم. هرچه سوره بلدبودم خواندم و بعدهردو با پدر خداحافظی کردیم. عکس پدر به ما لبخند می زد. احساس می کردم چهره اش لحظه به لحظه شادتر می شود. باخودم گفتم پدر خوشحال است که من دارم سوره های قرآن را از حفظ می خوانم.خدا کند همیشه بتوانم به دستورات قرآن هم عمل کنم.» سنگ‌قبرش را بوسیدم و همراه مادر به خانه برگشتم. توی راه به مادر گفتم:« خیلی خوشحالم از اینکه در روز پدر هدیه‌ی باارزشی به پدر شهیدم دادم و از اینکه شما و پدر نام مرا علی گذاشته اید ممنونم.»مادر لبخند زد ونگاهم کرد. نگاهش پر از لطف و مهربانی بود.
پایان
نویسنده: مهری طهماسبی دهکردی

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

قصه ای از زبان خورشید

به نام خدا آن روز مثل همیشه در آسمان می درخشیدم و به زمین نور …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *