پنج شنبه , ۵ مرداد ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان » همبازی های کوچولو

همبازی های کوچولو

اتل متل توتوله

يه سگ باهفت تا توله

خوابيده بود تو لونه

يكي از توله سگها

بيرون رفت از تو لونه

توي حياط يه مرغي

مي گشت دنبال دونه

توله سگه به اون گفت:

« دنبال چي ميگردي؟

نكنه چيزي گم كردي؟»

گفت : « نه جونم،

من چيزي گم نكردم

دنبال دونه ميگردم

بايد كه دونه برچينم

تا شكمم را  سير كنم

بعدش برم به لونه ام

يه تخم كوچيك بذارم

به روي اون تخم بخوابم

تا اينكه جوجه درآرم

بعد تو بياي سراغ ما

بازي كني با جوجه ها.»

توله سگه با شادي

برگشت و رفت به لونه

شش تا توله با مادر

گفتند به اون يك نفر:

«كجا بودي برادر؟»

گفت:« تو حياط مي گشتم

مرغ قشنگي ديدم

از اون مرغه پرسيدم

دنبال چي مي گردي؟

نكنه چيزي گم كردي؟

گفت نه جونم،

من چيزي گم نكردم

دنبال دونه ميگردم

مي خواست كه دونه بخوره

بعدش بره تخم بذاره

به روي تخمش بخوابه

يه جوجه ي ناز درآره

تا من برم با اون بازي

بشيم دو دوست و همبازي»

توله سگا يكي يكي

از لونه شون رفتن بيرون

مادرشون آهي كشيد

دنبالشون دويد بيرون

توله سگا توي حياط

خانم مرغه را ديدند

به سوي او دويدند

توله اولي به مرغه گفت:

« جوجه ي تو كي درمياد

تا ما با اون بازي كنيم؟»

مرغ قشنگ نوك طلا

بال و پرش رنگ حنا

قدقدي كرد، گفت:

« توله سگ ، زوده حالا

چندروز اگه تو صبر كني

جوجه ي من را مي بيني.»

بعد هم دويد به لونه

سير شده بود از دونه

توله سگا هم با مادر

برگشتن توي لونه

سه هفته بعد، توله سگا

صداي جيك جيك شنيدند

هفتايي شون با همديگه

توي حياط دويدند

مرغ را ديدند با جوجه

دنبال آب و دونه

با خوشحالي، گفتند:« سلام،

مرغ قشنگ نوك طلا

بال و پرت رنگ حنا

حالت خوبه ؟

جوجه ي نازت چطوره؟»

جوجه كوچولو ، يه كمي ترسيد

به پر و بال

مادرش چسبيد

خانم مرغه گفت:« جوجه نازنازي

اينا همشون ،هستن همبازي

اومدن با تو بازي كنند

تو را خوشحال و راضي كنند»

بله بچه ها،

توله ها و جوجه نازنازي

با هم شدن دوست و همبازي.

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

چوپان کوچک(داستان سوم : عروسک)

داستان سوم : عروسک نویسنده: محمدجواد  ننه آسمان چادرسفیدش را ازسرش برداشته ودرحال پوشیدن چادرسیا …

۴ دیدگاه

  1. با سلام و خسته نباشید خدمت همکار گرامی من از استان چهارمحال و بختیاری هستم اموزگار دانش اموزان ناشنوا وب زیبایی دارینمن لینکتون کردم همچنان سر میزنم

  2. سلام خدمت خانوم محترم
    من شایان هستم و دیدم که سایت قدری را دارید
    در صورت اینکه دوست داشتید ما را با نام من و بابا لینک کنید
    http://www.manobaba.com
    و من به سایت ایران هخا پیوستم و در صورت تمایل آدرس زیر را هم به نام انجمن شیر و خورشید سرخ ایران لینک کنید
    shirekhorshid1390.blogfa.com
    با تشکر

  3. سلام مهربان … شعر لطیف و زیبایی بود . درود بر شما
    از حضورتون در شادن بی نهایت ممنونم

    دل تون شاد
    یا حق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *