پنج شنبه , ۵ مرداد ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان » چوپان کوچک(داستان سوم : عروسک)

چوپان کوچک(داستان سوم : عروسک)

داستان سوم : عروسک

نویسنده: محمدجواد

 ننه آسمان چادرسفیدش را ازسرش برداشته ودرحال پوشیدن چادرسیا ه رنگ

 شب بر سرش می با شد که  ایوب و دایی  به همراه  دار و دسته ی  گوسفندها

  به  خانه  می رسند.  گوسفندها  که  گیج  خوابند در حا لیکه  به  در و دیوار

 می خورند به سمت آغل می روند تا لا لا کنند .

 زینت کوچولو خواهر ایوب خودش را در آغوش  دایی می اندازد .

 دایی ساکش را باز می کند و عروسک کوچکی را که هد یه آورده  به زینت

 می دهد و ماشین باری قشنگی را هم به ایوب هدیه می دهد . ایوب و زینت

 از دایی تشکر می کنند و زینت مشغول بازی با عروسکش می شود .

 گوسفندها سرشان را به شیشه چسبانده اند و داخل اتاق را تما شا می کنند .

 بع بعی  گریه می کند واز مادرش عروسک می خواهد. ناگهان به چشم اخمو

  که خیلی  خوابش می آید، چند  قطره خواب فرو می رود و اخمو به زمین

 می افتد و گرومب صدا می دهد ودرحالیکه رو بالا افتاده است مشغول خروپف

 می شود.

 مادر ایوب  به حیاط می آید  و گوسفند ها را به سمت آغل می برد و

  می گوید: مگه شما خوابتان  نمی آ ید فردا صبح زود باید برید  صحرا .

 بع بعی همچنان گریه می کند واز مادرش عروسک می خواهد .

 دایی سجاده اش را پهن کرده و در حا ل نماز است . ایوب که با دقت به نماز

 خواند ن دایی خیره شده است  بعد از پا یا ن نماز می پرسد: چرا ما باید نماز

 بخوانیم ؟

 دایی با مهربانی جواب می دهد : ما مخلوقات خدا هستیم و خدای مهربان این

 همه نعمت  به ما داده است . ما برای تشکر از خدا باید ، او را عبادت  کنیم .

 برای عبادت خدا باید نماز بخوانیم .همه ی حیوانات خدا را عبادت می کنند ،

 پرندگا ن، شیرها ، ما هی ها هرکدام به روش خود  هر روز خدا را عبادت

 می کنند.

ایوب می پرسد گوسفند ها هم خدا را عبا دت می کنند ؟

  دایی جواب می دهد :بله به زبا ن خودشان خدا را عبا د ت می کنند .

 بع بعی همچنان گریه می کند . گوسفندها گوششان را گرفته اند تا صدای گریه ی

 بع بعی را نشنوند . مادر بع بعی و حنایی به  نوبت در دهان بع بعی  پستانک

 می گذارند اما بع بعی پستانکها را به بیرون پرتا ب می کند و گریه می کند .

 مادر بع بعی به پشت بع بعی می زند و برایش لالایی می خواند .

  زینت عروسکش را یک لحظه از خودش دور نمی کند . عروسکش را داخل

 ماشین باری گذاشته و به این طرف و آن طرف می برد .

 گوسفند ها همه خوابشا ن برده است. صدای  خرو پف اخمو تا هفت خانه

  آن  طرف تر هم می رود . اما بع بعی بیدار است . آرام  از آغل  بیرون

  می آید و به سمت اتاق می رود . در را باز می کند . زینت خوابیده است و

 عروسکش را روی سینه اش در آغوش گرفته است .

 بع بعی به سمت عروسک می رود و عروسک را بر می دارد . زینت که خواب

 است بع بعی را بغل می کند . بع بعی در آغوش زینت گیر افتاده و بع بع می کند.

 چند دقیقه ی بعد مادر زینت به داخل اتاق می آید  . بع بعی  در بغل زینت خوابش

 برده است . ما در ، او را از بغل زینت جدا می کند و  به آغل می برد و در کنار

 مادرش می خوابا ند .

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

چوپان کوچک(2)داستان دوم : دایی رضا

چوپان کوچک(2)داستان دوم : دایی رضا نویسنده: محمدجواد گوسفندها در علف زار مشغول چرا هستند …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *