سه شنبه , ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان » کاسه ای برای پدر و مادر
خانواده ی ایرانی

کاسه ای برای پدر و مادر

پیرمرد سالخورده ای با پسر و عروس خود زندگی می کرد. آن ها با پدر سالخورده خود نامهربان بودند، یک روز ظرف غذا از دست لرزان پیر سالخورده به زمین افتاد و چند لک کوچک غذا روی لباس عروس و شلوار فرزند مغرور ریخت. ناگهان هر دوفریاد زدند و پیرمرد را سر سفره غذا راه ندادند. از آن پس هنگام صرف غذا، پیرمرد را درکنار سفره ای جداگانه در گوشه ی اتاق می نشاندند و خود برسر میز غذا می نشستند. غذا را هم در یک کاسه ی چوبی می ریختند و به دستش می دادند.

پیرمرد خیلی ناراحت شد،اما برای رضایت خاطر پسر و عروسش هیچ نمی گفت و در کاسه چوبین مخصوص خود غذا می خورد و بچه هایش را دعا می کرد.

یکی از نوه های شیرین زبان و باهوش پیرمرد، روزی از پدرش پرسید: چرا چند روزی است سفره غذای پدر بزرگ را جدا کرده اید و غدایش را در کاسه ی چوبی می ریزید؟ پدر گفت: به خاطر این که پدربزرگ پیر و کثیف شده! کودک با تعجب بسیار گفت: همین؟! پدر پاسخ داد: بله.

چند روز گذشت. روزی به هنگام خوردن غذا، کودک را صدا زدند که برسر میز حاضر شود. کودک گفت: الان می آیم. دقایقی طول کشید، پدر و مادر گفتند: پس چرا نمی آیی؟ کودک گفت: مشغول هستم. پدر و مادر تأکید کردند که: غذایت سرد می شود زودتر بیا.

باز هم کودک نیامد. بالاخره با عصبانیت گفتند: پس چرا نمی آیی؟ کودک گفت: دارم کاسه می سازم، صبر کنید تا تمام شود، بعد می آیم. پدر و مادر باتعجب گفتند: کاسه برای چی؟! کودک پاسخ داد: مثل همان کاسه که شما برای پدر بزرگ ساختید، من هم دارم برای شما می سازم تا هر وقت به سن پدربزرگ رسیدید و پیر و کثیف شدید، سفره غذای شما را جدا کنم و در آن کاسه به شما غذا بدهم!

با این کار و حرف کودک، پدر و مادر از خواب سنگین غفلت بیدار شده و از عمل خود بی نهایت شرمسار گردیدند. بعد هم سر و روی پدربزرگ را بوسیدند و عذرخواهی کردند وهمه با هم دور یک میز نشستند و غذا خوردند.

امام صادق (ع) فرموده اند: با پدران تان خوش رفتاری کنید تا فرزندان تان با شما خوش رفتاری کنند.

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

چوپان کوچک(داستان سوم : عروسک)

داستان سوم : عروسک نویسنده: محمدجواد  ننه آسمان چادرسفیدش را ازسرش برداشته ودرحال پوشیدن چادرسیا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *