پنج شنبه , ۲۸ دی ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » ضرب المثل » گرگ باران (بالان) دیده

گرگ باران (بالان) دیده

به نام خدا

داستان یک  ضرب المثل
گرگ باران (بالان) دیده
یکی از دوستان پدرم از سفر دور و درازی به وطن بازگشته بود. وقتی پدرم می خواست به دیدن او برود، من را نیز همراه خود به خانه ی دوستش برد.دوست پدرم از خاطرات تلخ و شیرین سفرش می گفت و از تجربیاتی که در طول سفر به دست آورده بود؛ تکیه کلامش هم این بود:«من در این سفر گرگ باران دیده شدم!» خیلی دلم می خواست بدانم چرا او این اصطلاح را به کار می برد، برای همین وقتی برای آوردن چای از اتاق خارج شد از پدرم پرسیدم گرگ باران دیده دیگرچیست؟پدر لبخندی زد و گفت:«صبرکن وقتی از این جا بیرون رفتیم برایت توضیح می دهم.»وقتی ساعتی نشستیم و پدرم و دوستش باهم حرف زدند واز قدیم ندیم ها و سفرها و خاطراتشان گفتند و شنیدند، بالاخره پدرم برخاست واجازه ی رفتن گرفت. بعد از کلی تعارف، خداحافظی کردیم و از خانه ی دوستش خارج شدیم. در راه پدرم درباره ی گرگ باران دیده برایم این طور گفت:«در قدیم برای آنکه گرگ هایی را که برای گلّه های گوسفندان خطرناک بودند و به روستاها حمله می کردند از بین ببرند، برایشان دام وتله می گذاشتند. به آن تله ها بالان می گفتند. گرگها کم کم فهمیدند که این ها دام هستند و نباید به آنها نزدیک شوند زیرا اسیر و گرفتار می شوند. برای همین از دامها دوری می کردند. مردم به گرگهایی که در دام نمی افتادند گرگ بالان دیده می گفتند یعنی گرگی که دام و تله را دیده و دیگر در آگرفتار نمی شود. اما بعضی از مردم به اشتباه به جای کلمه ی بالان،کلمه ی باران را به کار بردند و به جای گرگ بالان دیده گفتندگرگ باران دیده و این اصطلاح اشتباه را هنوز که هنوز است به کار می برند. در حالی که گرگ اصلاً از باران نمی ترسد و در هوای بارانی هم از لانه اش بیرون می آید.»گفتم پس چرا دوست شما خودش را گرگ باران دیده یا همان گرگ بالان دیده می داند؟جواب داد:« دوستم چیزهای زیادی در طول سفزش یاد گرفته و تجربه های زیادی به دست آورده بود. مردم به چنین افرادی گرگ بالان دیده می گویند و این یک ضرب المثل است. وقتی کسی می خواهد بگویدکه خیلی تجربه دارد و اشتباهی را تکرار نمی کند می گوید من گرگ باران دیده ام که البته باید بگوید گرگ بالان دیده. یعنی مثل گرگی شده که می داند نباید به سوی دام و تله یا همان بالان برود تا دچار دردسر نشود.
نویسنده: مهری طهماسبی دهکردی

 

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

یک داستان، یک ضرب المثل

ضرب المثلی هست که می گوید:«به شتر مرغ گفتند بپر، گفت من شترم، گفتند بار …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *