دوشنبه , ۲۰ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » ۱۳۹۱ » مهر

بایگانی ماهانه: مهر ۱۳۹۱

16 مهر، روز جهانی کودک

یک هفته جشن برای روز جهانی کودک http://hamshahrionline.ir/details/33395 امسال روز جهانی کودک هم زمان با به پایان رسیدن نهضت 5 ساله جهانی یونیسف با شعار«جهانی شایسته کودکان، جهانی بدون خشونت» جشن گرفته می‌شود. این شعار با برنامه5 ساله همکاری یونیسف …

ادامه نوشته »

کفش های نو

به نام خدا کفش های نو ساراکوچولو با پدر و مادرش به  شهر مشهد سفرکرده بود.آن ها می خواستند به زیارت حرم امام هشتم،حضرت امام رضا(ع) بروند.کفش های سارا پاره شده بودند.پدر و مادر برای او از بازار نزدیک حرم …

ادامه نوشته »

برادر کوچولو

به نام خدا داستان کودک ********************************************************************** یک روزوقتی نرگس کوچولو از خواب بیدارشد مادرش را ندید.به جای مادر،مادربزرگ داشت توی آشپزخانه چای دم می کرد.نرگس نگران شد.بغض کرد و با گریه گفت:«مامانم کجاست؟من مامانم را می خوام.» مادربزرگ با مهربانی …

ادامه نوشته »

واتر….سو….ماء…. آب

واتر….سو….ماء…. آب ………………………………. تو واتری یا آبی؟ تو سویی یا که مائی؟ هرچی که هستی خوبی تو نعمت خدایی تو مایه ی حیاتی زندگی با تو زیباس جای تو رودخونه ها چشمه و نهر و دریاس ****************************************** شاعر:مهری طهماسبی دهکردی …

ادامه نوشته »

چند نكته ی لازم در تربیت كودكان

به نام خدا با سلام خدمت همه ی اولیا ،مربیان و دانش آموزان عزیز آغاز سال تحصیلی 91-92 را تبریک می گویم و برای همه ی شما سلامتی و تندرستی و موفقیت آرزو می کنم. با توجه به مسئولیت مهم …

ادامه نوشته »

مهر اومده دوباره

          مهر اومده دوباره بوی کلاس میاره مدرسه ها باز شده شادي وشور میاره ديوارهاي مدرسه نيمكت ها دسته دسته رنگ شده اند چه زيبا شروع شده مدرسه كلاس  ودرس و بازي معلم و همبازي توي حياط  دل باز چه …

ادامه نوشته »

روز شکوفه ها

به نام خدا روز شکوفه ها محمد کوچولودلش می خواست به مدرسه برود، چون فکر می کرد آنجا می تواند درس بخواند تا وقتی بزرگ  شد،خلبان هواپیما بشود.سرانجام یک  روز پدر و مادرش به او خبر دادند که چند روز …

ادامه نوشته »

طوطی سبز سخنگو

به نام خدا یکی بود یکی نبود غیراز خدا هیچ کس نبود روزی روزگاری در شهری ، مردی بود به نام حاج کاظم که دکّان  بقّالی داشت.او مشتری های زیادی داشت و در دکانش خوراکی هایی مثل نخود و لوبیا …

ادامه نوشته »

قصه ی موش کوچولو و آینه

به نام خدا یکی بود یکی نبود یک روز موش کوچولویی در میان باغ بزرگی می گشت  و بازی می کرد که  صدایی شنید:میو میو.موش کوچولو خیلی ترسید.پشت بوته ای پنهان  شد و خوب گوش کرد.صدای بچه گربه ای بود …

ادامه نوشته »

داستان یک ضرب المثل:گرملک این است و همین روزگار…………

به نام خدا داستان یک ضرب المثل:گر ملک اینست و همین روزگار                زین ده ویران دهمت صدهزار روزی انوشیروان پادشاه ساسانی  همراه با وزیرش بزرگمهر حکیم،از کنار روستایی می گذشتند.خانه های روستا خراب و ویران شده و مردمش آواره شده …

ادامه نوشته »