دوشنبه , ۲۰ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » ۱۳۹۲ » بهمن

بایگانی ماهانه: بهمن ۱۳۹۲

بنی آدم اعضای یک پیکرند….

به نام خدا ماهان بیمار بود. بیماری او سخت بود و به آسانی درمان نمی شد. لاغر و رنگ پریده شده بود و موهایش هم مرتب  می ریختند ، به طوری که سرش کاملاً صاف  و بی مو شد.او کلاس …

ادامه نوشته »

حسنی نگو یه دسته گل!

قصه ای از زنده یاد منوچهر احترامی *************************** توی ده شلمرود، حسنی تک و تنها بود. حسنی نگو، بلا بگو، تنبل تنبلا بگو، موی بلند، روی سیاه،ناخن دراز، واه واه واه. نه فلفلی، نه قلقلی، نه مرغ  زرد کاکُلی، هیچکس …

ادامه نوشته »

کاردستی(کارت تبریک)

به  نام خدا بچه های عزیز، به این شکل نگاه کنید و ببینید با کمی چسب و مقوا و گوش پاک کن…چه کاردستی قشنگی درست شده.شما هم یکی درست کنید.

ادامه نوشته »

قصه‌ی مهتاب و ستاره

مهتاب کوچولو دخترکوچولوی نازیه که در یک خانه ی کوچک با مامان وباباش زندگی میکند. او آسمان را خیلی دوست دارد.شبها قبل ازخواب به ستاره های آسمان نگاه می کند و با آنها حرف می زند. اودختر خیلی مرتب و …

ادامه نوشته »

کفشهای دایی فرهاد

پیمان و پرستو دوتا خواهر و برادر کوچولو بودند که هنوز به مدرسه نمی رفتند.روزها توی خانه با هم بازی می کردند و سر و صدایشان همه جای خانه را پر می کرد.مادرشان مرتب می گفت:بچه ها یواش تر!چرا اینقدر …

ادامه نوشته »

برف میاد…

برف میاداز  آسمون تا که زمین سفید بشه روی لبا خنده بیاد دلها  پر از امید بشه چشمه ها رودخونه ها پرآب بشه روون بشه وقتی که بهار میاد زمین ما جوون بشه گلای رنگ و وارنگ از دل خاک …

ادامه نوشته »