چهارشنبه , ۲۶ مهر ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان » عمورحیم و تربچه ها

عمورحیم و تربچه ها

يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود

عمو رحيم يه باغچه داشت

داخل اون، سبزي مي كاشت

با دل لبريز اميد، سبزيهاي خوب و مفيد:

نعنا و ريحون ، شاهي و ترخون

مرزه ، پيازچه ، تره و تربچه ،

مي كاشت و پرورش مي داد

كود مي داد و آبش مي داد

مي چيد و دسته شون مي كرد

به مشتري عرضه مي كرد. 

 

يه روز تربچه ها را چيد

بين اونا ، دوتا را ديد

تپل مپل ، سرخ و ملوس

مثل لُپاي يك عروس

عمو دهنش آب افتاد

به فكر خوردن افتاد

خواست كه بذاره دهنش

تربچه هاي تپلي

اما  يهو تربچه ها

مثل توپهاي قلقلي

از جاي خود پريدند

دويدند و دويدند

 

عمورحيم ، اولش ترسيد

اما بعدش، اونم دويد

تربچه ها ،  بدو بدو

عمو رحيم ، بدو بدو

تربچه ها دويدند

به حوض آب رسيدند

داخل حوض پريدند

عمورحيم به حوض رسيد

هر دوتا را تو حوض ديد

نشست و خوب نگا كرد

هردوتا را صدا كرد:

چي شد؟ چرا دويديد؟

تو حوض چرا پريديد؟

 

تربچه ها باهمديگه ،

 گفتند:«عمو ما را ببين،

خودت بگو.»

عمو رحيم يه فكري كرد

گفت مي دونم ، حالا مي گم

شما دوتا تو خاك بوديد

نه شُسته و نه پاك بوديد

دلم مي خواست براي من

يه لقمه وخوراك بوديد

خواستم بذارم دهنم

نَشُسته قورتتون بِدَم

اما شما تربچه ها

تربچه هاي ناقلا

دويديد و دويديد

تا لب حوض رسيديد

داخل اون ، پريديد

تا شسته و تميز بشيد

براي من عزيز بشيد

يادم نبود،

 سبزي بايد شُسته بشه

تميز بشه

انگل و ميكروباش بره

تا بعد از اون خورده بشه

از اين به بعد يادم باشه :

 سبزي بايد شُسته بشه

پاك باشه و خيلي تميز

من ميارم بر سر ميز

همراه هر وعده غذا

می خورمش با اشتها

نویسنده:  مهری طهماسبی دهکردی

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

چوپان کوچک(داستان سوم : عروسک)

داستان سوم : عروسک نویسنده: محمدجواد  ننه آسمان چادرسفیدش را ازسرش برداشته ودرحال پوشیدن چادرسیا …

۲ دیدگاه

  1. سره کوه بلندی گل فروشم
    صدای مادرم امد به گوشم
    الهی مادرم صد ساله باشه
    کنیز حضرت معصومه باشه
    پدر ناز است ومادر نازنین است
    برادر غنچه روی زمین است
    کلاغ دم سیاه با بال مشکی
    به داداشم بگو قهری یا اشتی
    اگه قهری چرا نامه نوشتی
    اگه اشتی چرا تنهام گذاشتی

  2. سلام شعرهاتون دل نشینه
    من فارسی زبان نیستم ترکم
    ممنون از انتقادتون خیلی خیلی خوشحال شدم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *