دوشنبه , ۲۰ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » شعر » چوپان دروغگو

چوپان دروغگو

يك مرد چوپان

توي صحرا بود

ني لبك مي زد

وقتي تنها بود

 

آسمان آبي

صحرا پرچمن

گوسفندها آزاد

تو دشت و دمن

 

دشت پراز گل

نغمه ي بلبل

نسيم آرام

با بوي سنبل

 

پروانه ي شاد

روي گلها بود

آب جو روان

توي صحرا بود

 

سگش مي دويد

اين سو و آن سو

دنبال چي بود؟

يك بز ترسو؟

 

آن مرد چوپان

درخواب و رويا

گرگي را مي ديد

خيلي بي پروا

 

ناگهان داد زد:

آي مردم ده

كمكم كنيد

گرگ آمده

 

مردم روستا

با سرو صدا

همه دويدند

به سوي صحرا

 

وقتي رسيدند

به ميان دشت

گله مي چريد

تو صحرا مي گشت

 

آن مرد چوپان

حالا بود بيدار

فكر كرد كاراو

بوده خنده دار

 

مردم كه گرگي

 آنجا   نديدند

از اين كاراو

خيلي رنجيدند

 

با اوقات تلخ

رفتنداز آنجا

چوپان تنها ماند

باز توي صحرا

 

 

مدتي گذشت

چوپان همچنان

ميرفت به دشت

با گوسفندان

 

بازهم يك روزي

رفت تو فكر گرگ

دادكشيد آهاي

يك گرگ بزرگ

 

مردم روستا

بازهم دويدند

مثل آن دفعه

گرگي نديدند

 

برگشتند به ده

باخشم و كينه

غافل از اينكه

گرگ در كمينه

 

چوپان تنهايي

ماند توي صحرا

مثل هميشه

شاد و بي پروا

 

اما همان روز

نزديك غروب

آمد گرگي با

فتنه و آشوب

 

گوسفندها همه:

بع و بع و بع

بزها و ميشها:

مع و مع ومع

 

اين طرف بدو

آن طرف بدو

عده اي عقب

عده اي جلو

 

چوپان تا شنيد

اين سروصدا

دويد و آمد

به سوي آنها

 

ديد گرگ وحشي

مي دود هرسو

مي كند شكار

گوسفندان او

 

سگ گله اش

خيلي واق واق كرد

اما گرگ اورا

زد و چلاق كرد

 

چوپان داد مي زد:

آي مردم ده

بياييد اينجا

گرگ آمده

 

كمكم كنيد

گرگ را بزنيد

وحشي خونخوار

گله را دريد

 

اما اين دفعه

مردم روستا

نگاه نكردند

به سوي صحرا

 

همگي گفتند:

بازهم اين چوپان

شوخي مي كند

با روستاييان

 

تنها ماند چوپان

بي ياور و يار

گرگ هم كرد شكار

بز و گوسفندان

 

چندتايي را خورد

چندتا را دريد

بعد هم به سوي

لانه اش دويد

 

آن مرد چوپان

خسته و تنها

رفت به سوي ده

از توي صحرا

 

مردم كه ديدند

حال زار او

كردند يك مثل

اين كار او

 

هركسي چندبار

دروغ بگويد

اگر پس از آن

راست هم بگويد،

 

همه مي گويند

او مثل چوپان

دروغ مي گويد

گوش نكن به آن

درباره ی مهری طهماسبی دهکردی

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین دوستان خوبم سلام.به وب سایت ترانه های کودکان خوش آمدید. من مهری طهماسبی دهکردی،آموزگار بازنشسته ساکن اصفهان هستم.25 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم.آخرین مدرک تحصیلی من کارشناسی علوم تربیتی با گرایش کودکان استثنایی است.از سال 1385 که بازنشسته شدم، برای کودکان و نوجوانان شعر و داستان نوشتم.ابتدا در وبلاگم به نشانی http://taranehaykoodakan.blogfa.com/ می نوشتم ولی چندسالی است که در این وب سایت به کارم ادامه می دهم.تمام شعرها و داستان ها سروده و نوشته های خودم هستند به جز آنهایی که نام شاعر یا نویسنده و منبع دیگری ذکر گردیده است.امیدوارم با نوشتن شعر و داستا ن و مطالب دیگر بتوانم خدمتی به کودکان و نوجوانان که آینده سازان کشورمان هستند،انجام بدهم.با آرزوی موفقیت برای هموطنان عزیز و تمام خوانندگان وب سایت ترانه های کودکان..مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی هستند. استفاده از آن ها بدون اطلاع نویسنده و بدون ذکر منبع، غیر اخلاقی است. *این سایت درستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.* ایمیل: ***** info@tkoodakan.net ******************** mehri_t127@yahoo.com ******************** شماره همراه مدیر وبلاگ: 09380431611 ****************************** ارتباط با ما در تلگرام: 09362904006 کانال تلگرام ما:tkoodakan@ لینک جوین تلگرام ما: https://telegram.me/joinchat/CuvhZz4W5A9TG5rOneTEJA

همچنین ببینید

میلاد امام علی(ع) و روز پدر مبارک باد

به نام خداوند جان آفرین ******************** تولد امام علی علیه السلام و روز پدر، مبارک …

۲ دیدگاه

  1. سلام
    مثل همیشه خیلی زیبا بود
    پاینده باشید بدرود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *