سه شنبه , ۴ مهر ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان نوجوان (صفحه 2)

داستان نوجوان

نمازگزاران پرحرف

به نام خدا روزی روزگاری چهار مرد برای تجارت راهی سفر شدند. کاروان آنها از جاده های پر پیچ و خم میان کوه ها و دره ها می گذشت و پیش می رفت. کاروانیان قبل از غروب خورشید به شهری …

ادامه نوشته »

پیرزنی که توبه کرد

به نام خدا روزی روزگاری در شهری پیرزن جادوگری زندگی می کرد که هیچ شباهتی به جادوگرها نداشت. نه دماغش دراز بود و نه کلاه و جارو و چوب دستی جادوگری داشت. صورتش گرد و سفید و با مزه و …

ادامه نوشته »

پیرمرد دانا

به نام خدا بچه های عزیز،مطمئنم که همه ی شما پدربزرگ ها و مادربزرگ هایتان را دوست دارید و به آنها احترام می گذارید.آنها مهربان و صاحب تجربه هستند و می توانند راهنمایان خوبی برای جوان ترها باشند.این داستان هم …

ادامه نوشته »

تيرهاي شيطان

به نام خدا  در يك روز سرد زمستان ، شيطان با همسرش به زمين آمد تا انساني را بيابد و او را  گمراه کند. او و همسرش به دهكده اي رفتند كه مردمي ساده و زحمتكش داشت. آنها به يك …

ادامه نوشته »

دوست روشندل من

به نام خدا   دوست روشندل من   (تقدیم به مادر سپید و تمام مادرانی که فرزندان روشندل دارند.)  یادش به خیر روزهای خوب کودکی ؛ کلاس اول و دوم دبستان،من و بتول دو تا دوست صمیمی بودیم. هر روز …

ادامه نوشته »

بهشت زیر پای مادران است

به نام خدا نام داستان:بهشت  زیر پای مادران است روزی که اولین فرزند ناهید وامید به دنیا آمد،امید در تلاش بود تا رباتی به ناهید هدیه کند؛رباتی که تمام کارهای مربوط به نوزاد را انجام دهد و ناهید را از …

ادامه نوشته »

اتاق عمل

به نام خدا بهنام و بهروز پای تلویزیون نشسته بودند و یک فیلم مستند درباره ی اتاق عمل تماشا می کردند.دراین فیلم می دیدند که چقدر به بهداشت و نظافت اتاق های عمل توجه می شود.پزشکان با لباسهای مخصوص و …

ادامه نوشته »

قلیان را بشکن!

سوسن دانش آموز كلاس اول راهنمايي است. دختر مؤدب و خوش اخلاقي است و هميشه به دنبال دانستن است . دلش مي خواهد پاسخ همه ي پرسشهايش را پيدا كند. براي همين بيشتر اوقات كتاب مي خواند و مطالعه مي …

ادامه نوشته »

کار تازه

به نام خدا کار تازه   چند ماهي مي شد كه آقاجواد بيكارشده بود و درآمدي نداشت. هرچه هم به اين در و آن درمي زد تا كاري پيدا كند ، كار پيدا نمي شد كه نمي شد. همسرش سيما …

ادامه نوشته »

داستانی از مثنوی مولوی

به نام خدا در دفتر اول مثنوی داستانی است با این عنوان:داستان آن پادشاه جهود که نصرانیان را می کشت از بهر تعصب. داستان با این ابیات آغاز می شود: بود شاهی در جهودان ظلم ساز دشمن عیسی و نصرانی …

ادامه نوشته »