دوشنبه , ۲۰ آذر ۱۳۹۶
جدیدترین شعرها و مطالب:
خانه » داستان کودک

داستان کودک

یک کار پسندیده

به نام خدا یک کار پسندیده در یکی ازشهرستان های کشورمان، دانش آموزان یک دبستان با راهنمایی های مدیر و معلمانشان تصمیم گرفتند برای حفظ محیط زیست کاری بکنند. آنها فهمیده بودند که ریختن پلاستیک روی زمین، آسیب فراوانی به …

ادامه نوشته »

کاردستی خانم پرستار

کاردستی خانم پرستار نویسنده: مهری طهماسبی دهکردی آن شب در بخش کودکان یک بیمارستان،دختر کوچولویی بستری بود.اواصلاً حوصله نداشت.دلش نمی خواست سرم توی دستش باشد و همین طور بی حرکت روی تخت بخوابد.مرتب نق می زد و به مادرش که …

ادامه نوشته »

جای قصه های خالی ایرانی

بسم الله الرحمن الرحیم این روزها همه جا خبر از ۲۰ سالگی هری پاتر است. در بسیاری از کشورها جشن های بزرگی براى هری پاتر می گیرند. چند سال پیش تولد ۱۱۰ سالگی پیتر پن بود و چند سال پیش …

ادامه نوشته »

مهربانی

به نام خدا نام داستان: مهربانی علی دانش آموز کلاس چهارم دبستان بود و در یک مدرسه ی خوب درس می خواند. او خواهر و برادر نداشت. پدر و مادرش هرچه می خواست برایش می خریدند.او همه چیز داشت: کامپیوتر، …

ادامه نوشته »

قصه صوتی پیشولی و میولا

قصه ی پیشولی و میولا 🌸🌸🌸🌸🌸نویسنده: مهری طهماسبی دهکردی پیشولی گربه ی تنهایی بود و هیچ دوستی نداشت. آخه اون خیلی تنبل بود و همین که غذا می خورد و سیر می شد، می رفت یه گوشه روی پشت بام …

ادامه نوشته »

جوجه اردک

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود هرکه بنده خداست بگه یا خدا یکی از بعداز ظهرهای آخر تابستان بود . نزدیک یک کلبه قدیمی در دهکده خانم اردکه لانه اش را کنار دریاچه ساخته بود. اون …

ادامه نوشته »

سیب له شده

به نام خدا سیب له  شده محسن و علی در مهدکودک با هم دوست بودند. یک روز در حیاط مهدکودک با هم مسابقه ی دوگذاشتند، محسن از علی جلو زد و علی عقب افتاد. محسن با خوشحالی فریاد زد:«من برنده …

ادامه نوشته »

كفشهاي سوت سوتي رامين كوچولو

كفشهاي سوت سوتي رامين كوچولو نویسنده: مهری طهماسبی دهکردی  رامين خيلي كوچولو بود. تازه مي توانست دستش را به ديوار بگيرد و چند قدم بردارد. كمي كه مي ايستاد، تعادلش را از دست مي داد و به زمين مي خورد. …

ادامه نوشته »